ایمنی مبتنی بر مدیریت استراتژیک

ایمنی مبتنی بر مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلند مدت یک سازمان را تعیین می‌کند .در این مدیریت تحلیل محیط (درونی و بیرونی )، تنظیم استراتژی برنامه ریزی استراتژیک )اجرای استراتژی و کنترل و ارزشیابی استراتژی( انجام می‌شود بنابراین این مدیریت موضوعاتی چون برنامه ریزی بلند مدت و استراتژیهای اصلی را در بر می‌گیرد . طی چند سال اخیر در اکثر صنایع و بخشهای تولیدی / خدماتی کشورهای مختلف یکی از مهمترین موضوعاتی که از اولویت اساسی برخوردار گشته گسترش تفکر استراتژیک و اجرای برنامه‌های تحول در چارچوب مدیریت استراتژیک می‌باشد .

در عصر اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی ، همه سازمانها تحت تاثیر چالشهائی نظیر ، تغییر توقعات و خواسته‌های جدید مشتریها، بهبود کیفیت،حوادث شغلی ، گسترش رقابت و تحولات گسترده اقتصادی،اجتماعی،جمعیتی،فرهنگی و فناوری قرار می‌گیرند و باید راهکارهائی را انتخاب کنند تا در رقابت پرشتاب باقی مانده و به حیات خود ادامه دهند . مدیریت استراتژیک با تحلیل جامع وضعیت درونی و بیرونی سازمان با انتخاب استراتژیهای رقابتی و موثر ، بین فعالیتهای سازمان و محیط بیرون تناسب قابل توجهی ایجاد می‌کند .

 

خصوصاً در سازمانهائی که به دنبال توسعه، نوآوری ، به حداکثر رساندن اثربخشی و کارائی ایمنی و کاهش خطرات و حوادث شغلی هستند ، اقداماتشان باید در چارچوب مدیریت استراتژیک صورت گیرد .

مطمئناً یکی از اهداف استراتژیک و مهم ارتقاء سلامت کارکنان و ایمنی ، توسعه فرهنگ سلامتی و بهبود کیفیت خدمات می‌باشد که تشکیلات ایمنی می‌تواند در این زمینه خدمات فراوانی را ارائه نماید و در چارچوب مدیریت استراتژیک نقش پررنگی در برنامه‌های افزایش طول عمر ، پیشگیری از صدمات و بیماریها و حفظ سلامت کارکنان و ارتقاء کیفیت زندگی شغلی ایفا نماید .

هدف اصلی این مقاله بیان ضرورت و چگونگی کاربرد مدیریت استراتژیک در تشکیلات ایمنی و تعیین الگوی استقرار آن در چارچوب مدیریت استراتژیک می‌باشد که براین اساس در بخش اول مفاهیم و مراحل مدیریت استراتژیک بیان می‌گردد و در بخش دوم مقاله عناصر مدیریت استراتژیک در تشکیلات و واحدهای ایمنی و سلامت کار ذکر می‌گردد .

 

مدیریت استراتژیک  ( Strategic Management )

 

با توجه به تحولات و دگرگونیهای مداوم در محیط سازمانها مدیریت استراتژیک تحلیل علمی مناسب از محیط و مسائل و نیازها انجام داده    تا مدیران بتوانند نه تنها به تحولات عکس العملهای مناسب ارائه کنند ،   از سوی دیگر تغییرات مورد نظر را در محیط و سازمانهای دیگر ایجاد نمایند و با شناخت پارادایم‌های آتی ، پیشرو و رهبر کسب و کار خود باشند . مدیریت استراتژیک مستلزم همکاری و مساعدت کلیه مدیران و کارکنان در تدوین و اجرای استراتژی‌ها است، بنابراین مشارکت افراد در تعیین اهداف و تحلیل درون سازمان و اجرای استراتژی افزایش یافته      و احساس رضایتمندی و انگیزش شغلی بالاتری ایجاد خواهد شد            و مطمئناً راندمان کاری آنها افزایش می‌یابد  .از سوی دیگر مدیریت استراتژیک با ایجاد دورنما و رسالت مشترک موجب توسعه همکاری بین واحدهای مختلف سازمان و افزایش عملکرد ، کیفیت و بهره وری آنها خواهد شد .

از مزیتهای مهم دیگر مدیریت استراتژیک می‌توان به مشخص کردن  جهت گیریهای آینده و هدایت سازمان به سمت چشم انداز مطلوب و برتری در کسب و کار اشاره کرد.  مدیریت استراتژیک به استقرار نظام جامع اطلاعات مدیریت کمک فراوان کرده چون بدون آن هیچگونه تحلیل درستی از درون و بیرون سازمان نمی‌توان ارائه داد ، بنابراین مبنائی جامع برای تصمیم گیری در سازمان فراهم می‌کند . یکی دیگر از منافع مهم مدیریت استراتژیک ایجاد فرهنگ سازمانی آفریننده ، خلاق ،     ریسک پذیر و مشارکت جو می‌باشد که موجب افزایش تعهد ،   مسئولیت پذیری و احساس غرور کاری می‌شود .

برای درک کاربرد مدیریت استراتژیک در گسترش تکنیکها و فرهنگ ایمنی در بنادر ، لازم است دو جزء مهم مدیریت استراتژیک یعنی برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی را به طور خلاصه تعریف کرد .

 

برنامه ریزی استراتژیک ( Strategic Planning )

 

در یک تعریف جامع برنامه ریزی استراتژیک را فرآیندی شامل مرور بر شرایط محیطی,  نیازهای سازمان و ارباب رجوع , تواناییها و نقاط ضعف سازمان دانسته که با هدف تصمیم گیری روی رسالت سازمانی ،   اهداف استراتژی و در نهایت تهیه برنامه مبتنی بر اطلاعات کسب شده تدوین می‌گردد.  در تعریف دیگر بر تاثیر آن بر محیط بیرون سازمان تاکید می‌شود و آن را یک نوع بینش یا فلسفه برنامه ریزی برای حل مسائل و مشکلات سازمان در ارتباط با محیط بیرون و وسیله ای برای کسب موفقیت در آینده می‌دانند .

هنگامیکه برنامه ریزی استراتژیک به عملیات یا وظایف روزانه تبدیل      می‌شود به آن برنامه ریزی عملیاتی گویند.  پس برنامه ریزی عملیاتی مجموعه برنامه‌های مشخص برای دستیابی به اهداف معین و کوتاه مدت (سالیانه) است .

برنامه ریزی عملیاتی بدون برنامه ریزی استراتژیک ارزش چندانی ندارد چون برنامه‌های عملیاتی به شرطی می‌توانند موفق باشند که در چهارچوب برنامه کلان  )استراتژیک(  طراحی شده باشند . این        تقسیم بندی صرفا جهت درک مفهموم این دو نوع برنامه ریزی است در صورتیکه در برنامه ریزی فعالیتهای ایمنی این دو غیر قابل تفکیک بوده و این که چه سطحی استراتژیک و چه سطحی عملیاتی است بسته به نوع سازمان و سطوح آن متفاوت است .

 

 

مراحل مدیریت استراتژیک

 

به طور کلی می‌توان فرآیند مدیریت استراتژیک را در سه مرحله زیر خلاصه کرد :

Strategy Formulation -1  تنظیم استراتژی :

 با توجه به تحلیل وضعیت و (SWOT)  سازمان و شناسائی نقاط قوت ،ضعف،تهدیدها و فرصتها استراتژیهای کاربردی شناخته می‌شوند . سازمان باید مزیتهای رقابتی را درک کند و استراتژی مناسب را انتخاب نماید .

استراتژی مسیر جهت دار طویلی است که اهداف کلی برنامه را مدنظر داشته و راه رسیدن به آن اهداف را روشن می‌نماید  .به تعبیری دیگر استراتژی را می‌توان علم و هنر طرح ریزی و هدایت عملیات ، مدیریت و رهبری ماهرانه در نظر گرفت.

 

انواع استراتژیها

 

استراتژیها در سه سطح تقسیم می‌شوند :

 

 Corporate Level Strategy -1 استراتژی در سطح توسعه :

 یک برنامه کلی است و بیان می‌کند در  موسسه چگونه به اهداف کلی و رسالتش دست پیدا کند.

Business Level Strategy -2  استراتژی در سطح محصول یا سطح کسب و کار یک شرکت :

 که بر بهبود موقعیت رقابتی محصولات و خدمات یک موسسه در بازار تاکید دارد .

Functional Level Strategy -3  استراتژی عملکردی:

 که در حوزه‌های عملیاتی یک سازمان نظیر بازاریابی یا تحقیق و توسعه به منظور بالا بردن بهره وری منابع تا حد امکان و کسب اهداف تجاری به کار می‌رود . استراتژیهای عملکردی ، یک برنامه کوتاه مدت برای       حوزه‌های کلیدی وظیفه ای درون سازمان هستند ، این استراتژیها با هدف تامین جزئیات مشخص‌تر درباره چگونگی اداره کردن                حوزه‌های کلیدی وظیفه ای) امور مالی ، خدماتی ، بخشهای آموزش امور اداری ، واحدهای فنی تخصصی ، بازاریابی ، نیروی انسانی و ( ... تنظیم و اجرا می‌شوند  .

به بیان دیگر استراتژیهای وظیفه ای فکر یا ایده استراتژیهای موسسه را به فعالیتهای طراحی شده برای دستیابی به اهداف سالیانه مشخص ، ترجمه می‌کنند  .

: Strategy Implementation -2

 اجرای استراتژی انتخاب شده در قالب برنامه‌ها ، بودجه و روشها اجرا می‌شود  .اجرای استراتژی با سازماندهی ، تخصیص منابع و انگیزش کارکنان برای رسیدن به اهداف سروکار  دارد.  اگر اجرای استراتژی موفق نباشد ممکن است دلیل آن عدم درک صحیح توسط مدیران عملیاتی باشد و یا چون ندانند چرا این استراتژی انتخاب شده در برابر اجرای آن مقاومت کنند .

: Strategy Control -3

کنترل و ارزشیابی استراتژی :

 استراتژی در اجرا باید بطور مستمر مورد پایش و نظارت قرار گیرد و اصلاحات لازم در صورت نیاز در استراتژی انجام گیرد .

 

کنترل شامل مراحل زیر است :

الف: تعریف ابعاد یا شاخص هائی که باید اندازه گیری شوند

ب : مشخص ساختن استانداردها یا ارزشهای مورد نظر برای آن ابعاد

ج:  اندازه گیری عملکرد

د:  مقایسه نتایج بدست آمده با استانداردها

ه : انجام تغییرات ضروری

 

مدیران استراتژیک همواره با دو پرسش اساسی مواجه هستند  :

الف:  آیا در جهت درست حرکت می‌کنیم ؟ آیا مسائل کلیدی در جای خودشان قرار دارند ؟ آیا فرضیات ما درباره روند‌های عمده و تغییرات درست است ؟ آیا اقدامات حیاتی که لازم است انجام دهیم در حال انجامند ؟ آیا لازم است این استراتژی را تعدیل کرد ؟

 

ب : نتایج عملکرد ما چگونه است؟ آیا به هدف می‌رسیم  ؟ زمان بندی‌ها را مراعات می‌کنیم ؟ آیا هزینه‌ها و گردش نقدی با پیش بینی مطابقت دارند ؟ آیا تغییر عملیاتی ضرورت دارد ؟

 

کاربرد مدیریت استراتژیک در ایمنی

 

در این بخش عناصر مدیریت استراتژیک در ایمنی مطابق الگوی ذکر شده بیان می‌گردد و در انتها مدل ایمنی مبتنی بر مدیریت استراتژیک ارائه می‌شود .

 

 (Mission )  -1تعریف رسالت و دورنمای  تشکیلات ایمنی (Vision)

 

رسالت دلیل بودن یک سازمان است . مبنای اولویتها , استراتژیها ,   برنامه‌ها و وظایف سازمان است . ماموریت , کیفیت و خصوصیاتی را بیان می‌کند که موجودیت تشکیلات ایمنی را شرح می‌دهد که چرا ما ایجاد شده ایم چه چیزی را می‌خواهیم عرضه کنیم .

 

بیانیه رسالت واحد ایمنی:

 

با توجه به تعریف رسالت می‌توان بیانیه رسالت یک واحد یا تشکیلات

ایمنی را به شرح زیر بیان کرد:

ماموریت اصلی ما افزایش سطح تندرستی و بالا بردن طول عمر کارکنان همراه با حد اکثر توانمندی است و به همین منظور متعهد می‌شویم ازطریق تدوین قوانین و مقررات ضروری و کاربردی ، بازرسی‌ها ، خدمات مشاوره ای ، توسعه و آموزش ،گسترش برنامه‌های مشا رکتی و انتشار استانداردها و راهنماها به رسالت خود عمل کنیم . برای افزایش یادگیری همواره تلاش کرده و محیطی فراهم می‌کنیم تا کارفرمایان , کارکنان به

طور مستمر بر دانش و آگاهی ایمنی خود بیفزایند و به همین منظور برای ایجاد محیط سالم با نشاط و عاری از صدمات و بیماری همراه با فرهنگ ایمنی هر گونه اقدامی را انجام می‌دهیم . در راستای افزایش اثربخشی و کارائی ، با سازمانهای مختلف بهداشت کار و ایمنی همکاری مستمر داشته و با انجام کار درست به روش صحیح می‌توانیم کیفیت زندگی کاری کارکنان را ارتقاء داده و در توسعه اقتصادی کشور سهیم باشیم .

 

(Vision)  دورنمای واحد ایمنی

 

دورنما به همه فعالیتهای سازمان جهت می‌دهد و پایه‌های اساسی برای هماهنگی در کارکنان فراهم می‌کند.  دورنما به عنوان ایده آلی که سازمان می‌خواهد به آن دست یابد و برای مشتریان آن را ارائه نماید ، تعریف می‌شود.  یک دورنمای روشن مجموعه ای از اهداف متعالی در جهت اتحاد و هماهنگی بین دیدگاههای واحدها می‌باشد .

بیانیه دورنما :

در ده سال بعد ، خدمات و فرآیندهای جدید ایمنی بر اساس خواسته‌ها  و نیازهای توافق شده با کارگران و کارفرمایان طراحی می‌گردد و با برنامه ریزی مناسب خدمات در حداقل زمان با هزینه کم ارائه می‌شود و هر کارمند یا کارفرمائی می‌فهمد که سلامتی و ایمنی کار به کسب کار شرکت و بقاء سازمانی کمک اساسی می‌کند  .از این رو کارکنان از کارکردن در سازمان لذت می‌برند و در نهایت احساس افتخار و غرور کرده و سود سرشاری بدست می‌آورند .

 

-2 تحلیل استراتژیک

 

برای توسعه و تنظیم اهداف ایمنی و جهت گیریهای استراتژیک ابتدا باید تحلیل جامع وضعیت درونی و بیرونی را داشته باشیم . این تحلیل شامل: تحلیل ایمنی و بهداشت حرفه ای در کشور ، شناخت گذشته، بررسی موضوعات و روندهای حال و آینده ایمنی و سلامت کار ( تحلیل SWOT)

تحلیل حوادث و بیماریهای کار و بررسی خطرات شغلی می‌باشد  .      این تحلیل همچنین شامل برنامه‌ها و استراتژیهای فعلی سازمان )ایمنی و سلامت کار ( است که در راستای تعیین اولویتهای سازمان هستند ، صورت می‌گیرد  .این فرآیند ، داده‌های اساسی برای تنظیم اهداف استراتژیک را فراهم می‌کند .

 

شناسائی نقاط قوت , ضعف ها,  تهدیدها و فرصتها

( threats/ opportunities/ weaknesses/ strengths): SWOT Analysis

 

برای انجام تحلیل  SWOT وجود اطلاعات منابع , فرایندها و عملکرد ، بسیار مهم است . در اختیار داشتن عملکرد تشکیلات ایمنی ، استانداردهای ایمنی در محیط کار ، وضعیت حوادث و خطرات شغلی ، روند تغییرات شاخصهای ایمنی و سلامتی ، خصوصیات کارکنان ,     برنامه‌های پشتیبانی , سیاستهای کلان سلامت کار و ... استفاده از منابع کتابخانه ای ، اطلاعات و آمارهای موجود به تحلیل فوق کمک فراوان می‌نماید . بنابراین وجود واحد ) MIS سیستم اطلاعات مدیریت ( یا نظام گردآوری و ثبت اطلاعات برای تسریع در تصمیم گیری و تحلیل وضعیت الزامی می‌باشد  .

 

تحلیل درون سازمان

 

آن دسته از فعالیتهای قابل کنترل واحدهای ایمنی هستند که شامل عامل یا نیروهایی هستند که قوت (strengths) یا ضعف (weaknesses) در مقایسه با استانداردها یا رقبای اصلی به شمار می‌روند .

 

-2 تحلیل عوامل بیرونی ) محیطی (

 

مجموعه ای از عوامل خارجی غالباً خارج از کنترل که بر انتخاب ، جهت ، فعالیت ، ساختار و فرایندهای تشکیلات ایمنی تاثیر می‌گذارند . تاثیرات این عوامل تحت عنوان فرصتها (threats)  و تهدیدها(opportunities ) تقسیم بندی می‌گردد.  بنابراین رویدادها و روندهای اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی ، قانونی ، سیاسی ، فن آوری و رقابتی که          می‌توانند به تشکیلات ایمنی ضرر یا منفعت برسانند به عنوان تهدید یا فرصت تلقی می‌شوند . سازمانها برای بهره جستن از فرصتهای خارجی و پرهیز از اثرات ناشی از تهدیدهای خارجی در صدد انتخاب مناسب‌ترین استراتژی می‌باشند . مواردی نظیر: بحرانهای ناشی از بلاهای طبیعی ، قوانین و مقررات ملی و بین المللی ، فعالیتهای رقیبان ، تخصیص منابع ، همکاری با سازمانهای مرتبط با ایمنی، دسترسی به تکنولوژی جدید ، سطح سواد کارکنان ، عوامل فرهنگی ، تغییرات جمعیتی ، عوامل اقتصادی ، تغییر تعرفه ها، تغییر در نیازها و الگوی بیماریها و حوادث ، تغییر در نحوه ارائه خدمات سلامت کار ، رشد جمعیت ، فعالیتهای رقبا ، احتمال ورود بخش خصوصی ، قوانین و تعیین نرخ تعرفه‌ها ، استراتژیهای کلان دولت و ... می توانند در ارزیابی و تحلیل محیط بیرونی سازمان در نظر گرفته شوند .

 

-3 شناسائی موضوعات و مسائل استراتژیک

 

فایده  SWOT این است که می‌توان به موقع برای مقابله با تهدیدها و ضعف‌ها اقدام به عمل آورد . همواره باید تلاش کرد تا تیم برنامه ریزی به رخدادهای درون و بیرون تشکیلات ایمنی توجه کنند . از این طریق موضوعات و مسائل مهم سازمان مشخص می‌شوند .

 

موضوعات کلیدی و استراتژیک

 

با این تحلیل موضوعات مهم ایمنی مشخص می‌گردد  .چالش‌های اصلی کجاست ؟ در چه موضوعاتی قادر به توسعه هستیم و چه مشکلات عمده ایمنی وجود دارد ؟ اینها مبنائی برای تنظیم اهداف استراتژیک هستند .

 

) برای تنظیم اهداف ، تحلیل مشکلات و موضوعات نیز باید انجام گیرد )

 

 

مثالهائی از چالش‌های ممکنه یک سازمان در مورد ایمنی

 

-  روند‌ها و تغییرات جمعیت شناسی کارکنان نظیر) : ترکیب سنی و جنسی ، خواسته و  انتظارات از شغل ، سطح تحصیلات ، افزایش مشارکت زنان و  ....) و تغییر ماهیت مشاغل که همگی چالشهای بهداشتی و ایمنی جدیدی را ایجاد می‌کند .

-  روند‌ها و تغییرات مرگ و میر و بیماری در محیط کار ، مباحث جدیدی را در ایمنی مطرح می‌کند که نیازمند رویکردها و استراتژیهای جدید برای سیستم‌های ایمنی و سلامت کار می‌باشد .

 - سرپرستی و تحت پوشش قرار دادن تعداد زیادی از کارکنان و کارفرماها ( گستردگی و تنوع مشاغل و واحد‌ها )

-  پدیدار شدن مشکلات در سلامتی و ایمنی کارکنان و ضرورت آمادگی لازم برای چالشهای جدید که یک برنامه ریزی مناسب را ضروری می‌دارد.

-  فقدان خط مشی و تشکیلات مشخص و منظم برای پی گیری و مقابله با چالش‌ها و روندهای ایمنی و سلامت محیط کار

 

4  - تعیین اهداف استراتژیک :

 

اهداف استراتژیک بیان نتایج مورد انتظار در زمان بلند مدت هستند که براساس تحلیل انجام شده تعیین می‌گردند و به دلائل زیر بسیار مهم می‌باشند :

 

 - ادغام و همسوسازی فعالیتها در کل سازمان را فراهم می‌کند

 - به عنوان معیارهائی برای کنترل هستند

 - مبنائی برای انتخاب استراتژی هستند

-  موجب تسریع در عملیات و انگیزش هستند

 - رهنمودهائی برای تصمیم گیری کلان فراهم می‌کنند

 - مبنای تخصیص بودجه هستند

 - جهت نظارت بر پیشرفت برنامه‌ها ضروری هستند

 - اولویت‌های کاری را مشخص می‌کنند

 

مثلاً برخی اهداف ایمنی ممکن است شامل :

 

کاهش خطا‌های شغلی ، ارتقاء فرهنگ سلامتی و ایمنی ، به حد اکثر رساندن اثربخشی و کارائی با تقویت توانمندیها و زیر ساختهای لازم و تنظیم برنامه‌های مداخله ای در بنادر باشد .

 

5  - تنظیم استراتژیهای مناسب :

 

به منظور دستیابی به اهداف استراتژیک باید استراتژیهای مناسب انتخاب کرد  .همانطوریکه پیشتر گفته شد ، استراتژی عبارت است از الگو یا طرحی که اهداف ، سیاستها و زنجیره‌های عملیاتی تشکیلات ایمنی را در قالب یک کل بهم پیوسته با یکدیگر ترکیب می‌کند  .

 

این استراتزیها می‌توانند شامل موارد زیر باشد :

 

-1 توسعه معیارها و استانداردهای مناسب برای بهداشت حرفه ای و ایمنی

-2 ساماندهی ساختار و تشکیلات ایمنی

-3 تلاش درجهت ایجاد فرهنگ ایمنی در کلیه کارکنان

-4 بهبود اثربخشی رویکردهای واحد ایمنی

-5 تقویت بازرسی‌های مستمر محیطهای کار و کارکنان برای حفظ سلامتی آنها

-6 ساماندهی خدمات آموزشی و مشاوره ای

-7 گسترش آموزش ، مشاوره و توسعه برنامه‌های مشارکتی برای کارفرماها و کارگران

-8 تلاش در راستای تثبیت برنامه‌های تقویت سلامتی و ایمنی

-9 ایجاد و توسعه ارتباطات با سایر موسسات و سازمانهای مرتبط با موضوعات ایمنی و سلامت کار

 

مدیریت استراتژیک با تدوین استراتژی پایان نمی‌یابد  .اینک باید برنامه را اجر ا کرد و اجرای برنامه در قالب برنامه ریزی عملیاتی صورت می‌گیرد . پس هر برنامه استراتژیک که برای کل تشکیلات ایمنی نوشته می‌شود برای اجرا نیاز به برنامه‌های عملیاتی دارد این دو کاملاً به هم وابسته اند برنامه ریزی استراتژیک مانند چتری کلیه برنامه‌های عملیاتی را پوشش می‌دهد . بنابراین پس از تعیین استراتژیها و اهداف اصلی ، آنها را در قالب برنامه‌های عملیاتی و برنامه عمل در آورده و در حین اجرا پایش لازم انجام گرفته و در نهایت نتایج کوتاه مدت، بلند مدت و اثر نهائی خدمات ایمنی بر جامعه اندازه گیری می‌شود .

 

 

 

نتیجه گیری و ارائه الگوی پیشنهادی:

 

برای توفیق و دستیابی به اهداف ایمنی در بنادر و سایر سازمانها باید آن را به شکل جامع و فراگیر اجرا کرد نه به صورت واحدی و بخشی ،   برنامه‌های ایمنی یک فرآیند افقی و گسترده است که شامل تمام سطوح سازمانی است و در پی پاسخگویی به نیازها و توقعات کلیه کارکنان و  ذینفعان سازمان و سایر سازمانهای مرتبط در دراز مدت            می‌باشد.  عوامل و نیروهای محیط بیرون سازمان نیز تأثیرات فو ق العاده بر توفیق برنامه‌های ایمنی دارند ، بنابراین ضروری است رویکرد کلان و استراتژیک به ایمنی داشت . قبل از اجرای فعالیتهای ایمنی باید برنامه ریزی لازم به شکل صحیح صورت گیرد ، چون بدون داشتن یک برنامه خوب امکان استقرار تشکیلات ایمنی وجود نخواهد داشت و پس از مدتی اهداف آن فرآموش می‌شود.  بسیاری از شکستها در اجرای برنامه‌های ایمنی بر اثر نداشتن برنامه اجرایی مناسب       می‌باشد . البته زمانی برنامه‌ها می‌توانند به شکل هماهنگ و مرتبط با یکدیگر و در راستای دیدگاه مشترک قرار گیرند که در چارچوب مدیریت استراتژیک نظم یابند.  یعنی باید ایمنی و سلامت کار را به شکل استراتژیک و با دوره زمانی بلند مدت دید و به عنوان یک استراتژی کلان و در برگیرنده محیط داخل و خارج ، با رسالت و دورنماهای مشخص در نظر گرفته شود  .

برگرفته از سایت :   AHMADVAND.ORG