اصول و مقدمات امداد و نجات

اصول و مقدمات امداد و نجات

نجات عبارت است از یک سری عملیاتی که منجر به رهایی افراد زنده از شرایط بحرانی و به دام افتاده می‌شود و هم چنین انجام کمک‌های نخستین بر روی انها که از وخامت حال افراد جلوگیری نماید. کارهای عملی اساس اموزش نجات است و اموزش عملی یا تئوری برای تفهیم مسئولیت‌ها و فهم بهتر کارهای عملی به کار میرود و اموزش شفاهی به تنهشایی دارای ارزش کمی بمده و همچنین نمایش یک عمل نجات بدون اینکه نجات گران عملا” وشخصا” ان را انجام ندهند فایده چندانی ندارد. مهارت انضباط وکار دسته جمعی که با اطلاعات فنی توام باشد از جمله عوامل بسیار مفید در عملیات نجات هستند.این عوامل را فقط با کارهای عملی وواقعی میتوان ه دست اورد. کار نجات یک کار کاملا” فنی است واجرای صحیح ان احتیاج به اموزش و تمرین و مهارت‌های خاصی دارد.افرادی که بخواهند در مرحله اولیه و ابتدایی تا قبل از رسیدن دسته‌های متخصص و تعلیم دیده عملیات نجات را انجام دهند بایستی توجه داشته باشند که چه کارهایی را باید به مرحله اجرا بگذارند.کلیه عملیات نجات باید به طور گروهی یا دسته جمعی انجام شود .

بایستی دستورات فرمانده گروه را دقیقا” و به موقع اجرا کرد.زیرا ممکن است جان مصدوم وشاید جان خود نجات گر نیز به خطر افتد واین بستگی به اطاعت واجرای حتی کوچکترین دستور فرمانده گروه دارد.

در عملیات نجات نتیجه کار یک فرد تعلیم دیده و با هوش به مراتب بیشتر و موثرتر از قدرت ونیروی جسمانی اوست.

نقش و وظایف امدادگر در صحنه اسیب:

به هر دوره دیده داوطلب یا مامور که اقدام به ارائه کمکهای مورد نیاز نماید امدادگر گفته می‌شود و او به عنوان یک فرد کمک دهنده می‌تواند وظایف متعددی را در صحنه اسیب بر عهده دارد.

این وظایف و نقشها بسته به نوع .شرایطحادثه به شرح زیر متفاوت میباشد:

۱ـ رسیدگی سریع و مناسب به مصدومین موجود درصحنه اسیب یا بیماران.

۲ـ حفاطت از سلامت خود.

۳ـ حفاظت وامنی صحنه اسیب.

۴ـ درخواست کمک از مراجع ذی صلاح(اورژانس  اتش نشانی  هلال احمر  پلیس و….

۵ـ مشارکت در عملیات جستجو ونجات(sar).

۶ـ دستیابی به مصدوم و رها سازی.

۷ـ انجام ارزیابی مصدوم و سانحه.

۸ـ اجرای گمگ‌های اولیه و اقدامات ضروری.

۹ـ انتقال مصدوم( در صورت لزوم).

۱۰ـ هدایت اطرافیان ونظاره گران به انجام اقدامات ضروری( مدیریت صحنه).

۱۱ـ کنترل فعالیت‌ها و اقدامات اطرافیان و نظاره گران صحنه اسیب.

۱۲ـ کمک به پرسنل اورژانس و سایر نیرو‌های امدادی(در صورت لزوم).

۱۳ـ مکتوب سازی اقدامات و مراقبت ها.

۱۴ـ اطلاع رسانی.

۱۵ـ حمایت روانی از اسیب دیدگان.

۱۶ـ پشتیبانی عملیات.

۱۷ـارتقاء سطح معلومات و مهارت‌های خود و دیگران.

خصوصیات امداد گر:

۱ـ داشتن اطلاعات کافی و مهارت‌های لازم جهت انجام کمک‌های اولیه.

۲ـحفظ خونسردی در حین مواجهه با صحنه اسیب و مصدومین.

۳ـسرعت عمل در کار. این امر برای رسیدگی به عوامل تهدید کننده زندگی پر اهمیت می‌باشد.

۴ـداشتن ابتکار عمل و حد اکثر استفاده از حداقل وسایل موجود.

۵ـتسلی بخشیدن به مصدومین و حمایت روانی از انها.

۶ـرعایت فرهنگ غالب منطقه اسیب و پایبندی به تعالیم مذهبی و ارزشها.

۷ـشناخت محدئده فعالیت خود و عدم دخالت در امور پزشکی.

۸ـاراسته بودن ظاهر و بر خورده مناسب.

  • آشنایی با تجهیزات امداد و نجات

بعنوان یک امدادگر ممکن است در صحنه حادثه مثل یک پلیس، عبور و مرور را کنترل کنید و یا مانند یک مأمور آتش نشانی مجبور به خاموش کردن آتش سوزی و رهاسازی مصدومین گرفتار در آتش، و یا زیر آوار و اتومبیل باشید. بنابراین باید برای ایفای نقش صحیح خودتان احتیاج به ابزار و تجهیزات بخصوص دارید و باید آنجا که ممکن است نسبت به صحنه حادثه ای که به آن وارد می‌شوید مجهز به وسایل مورد نیاز آن صحنه باشید. البته شما باید خصوصیت حسن ابتکار و خلاقیت را در خودتان بیشتر فعال کنید، زیرا باید در نظر داشته باشید که ممکن است شما به صحنه ای وارد شوید و هیچگونه تجهیزاتی به همراه ندارید، مثلاً زمانی که شما به تعطیلات می‌روید ناگهان با صحنه حادثه ای رو به رو می‌شوید، در اینجا باید وسائل موجود در صحنه و در دسترس را بطور ابتکاری و کاملاً صحیح برای کنترل خطرات و ایجاد مراقبت بکار گیرید. مثلاً ممکمن است شما برای بی حرکت کردن عضو آسیب دیده مصدوم، آتل در اختیار نداشته باشید از آنجا که می‌دانید کار آتل بی حرکت کردن عضو آسیب دیده است از هر وسیله ای که بتواند اینگونه عمل کند می‌توانید استفاده کنید.

 

نکته ای دیگر که در رابطه با تجهیزات باید در نظر داشت این است که در صحنه‌های وسیع حوادث گروههای متعددی به کمک می‌آیند این گروهها برای کمک رسانی به صحنه وارد می‌شوند و هر گروه مجهز به دستگاهها و تجهیزات خاصی هستند و افراد هر گروه قبلاً طی دوره‌های آموزشی کاملاً کار با این تجهیزات را آموخته اند. از آنجا که ممکن است شما بعنوان یک امدادگر در کنار این گروهها در امر امدادرسانی همکاری داشته باشید آشنایی مختصری با این وسائل برای شما مقید خواهد بود.

 در این بخش سعی شده است تا لیست تقریباً کاملی از تجهیزات در اختیار شما قرار بگیرد.

وسائل و تجهیزات به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند:

الف)تجهیزات شخصی و انفرادی امدادگر       

ب)تجهیزات امداد و کمک‌های اولیه

ج)تجهیزات نجات

 الف)تجهیزات شخصی و انفرادی امدادگر:

شما به عنوان یک امدادگر باید بدانید بدلیل پراسترس بودن لحظات اولیه حوادث و اعزام، معمولاً بعضی از تجهیزات اولیه که هر امدادگر باید به همراه داشته باشد فراموش می‌شود، که نتیجه آن، بوجود آمدن مشکلاتی برای شما می‌باشـد. پس در زمان حرکت و اعزام دقت داشته باشید که حداقل، وسائل شخصی و تجهیزات انفرادی خود را به همراه داشته باشید.

تجهیزات شخصی آن دسته از وسائلی هستند که معمولاً هر امدادگر خودش تهیه می‌کند، تا در زمان اعزام به منطقه حادثه به همراه داشته باشد و در حفظ بهداشت فردی امدادگر بسیار مؤثر می‌باشد.

تجهیزات شخصی: ظروف غذا (بشقاب، قاشق، چاقو، دربازکن، لیوان) – مسواک و خمیردندان – حوله و صابون – کارت شناسایی – کبریت یا فندک – دمپائی – لباس اضافه – سوزن و نخ – کاغذ و قلم.

تجهیزات انفرادی نیز وسائلی هستند که معمولاً با توجه به نیاز هر عملیات و امکانات موجود در سازمان در اختیار نیروهای امدادی قرار می‌گیرد، تا آمادگی لازم را جهت انجام مأموریتهای امدادی داشته باشند.

تجهیزات انفرادی: کوله پشتی، کیسه خواب یا پتو، پوتین یا کفش مناسب، لباس امدادی(با توجه به فصل)، چراغ قوه، قمقمه، ماسکهای مجافظ، دستکشهای محافظ، جعبه کمکهای اولیه انفرادی، غذای فاسد نشدنی جهت ۲۴ ساعت.

 

ب)تجهیزات امداد و کمک‌های اولیه

بعد از اینکه امدادگر آماده شد، حالا نیاز به تجهیزات و ابزار لازم جهت ایجادآمادگی و انجام مأموریت را دارد، که یک بخش از این تجهیزات را وسائل امدادی و پزشکی تشکیل می‌دهند و البته شما تا حدود زیادی با آنها در    دوره‌های قبل آشنا شده اید.

 وسایل جعبه کمکهای اولیه: باند(سه گوش، نواری، کشی، توری)، گاز استریل، گاز وازلین)، سوزن قفلی، دستمال کاغذی، پنس و قیچی، آتل انگشت(فینگر)، ایروی (Air way)، ماسک مخصوص تنفس مصنوعی، ورقه‌های آلومینیومی استریل جهت مصدومین سوختگی، سرم شستشو، بتادین، چسب زخم ، چسب روی باند، ترمومتر ، چراغ قوه، دستکش استریل، دستکش یکبار مصرف.

 

تجهیزات امدادی شامل:

۱- دستگاه فشارسنج و گوشی پزشکی

۲- کیسه‌های آب سرد وگرم

۳- ملحفه

۴- انواع آتل چوبی

۵- آتل تمام تنه

۶- آتل نیم تنه

۷- انواع برانکار ( ساده . چرخدار کوچک، چرخدار بزرگ، سبدی، تاشو ساده، کوهستان)

۸- کیف احیا

۹-دستگاه زنده یاب

۱۰- تخت بیمار

۱۱- پاراوان

ج) تجهیزات نجات:

همانطور که می‌دانید در بعضی از موقعیتهای خاص در اثر حوادث، ابتدا نیاز به یک سری عملیاتهای نجات و تجهیزات خاص می‌باشد تا ما بتوانیم یک عملیات امدادی مؤثر را انجام دهیم، که لزوم آن شناخت و آشنایی با ابزار نجات است که با توجه به کاربرد، به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند:

ج-۱: ابزار ایمنی و هشدار: شما بعنوان یک امدادگر باید بدانید که اگر بر اثر بی احتیاطی و عدم استفاده از ابزار مناسب آسیب ببینید، مشکلات زیادی را برای خود و دیگر پرسنل امدادی بوجود می‌آورید، و توانائی لازم را جهت انجام عملیات از دست می‌دهید، پس همیشه قبل از شروع هر عملیات امداد و نجات ابتدا اقدامات لازم جهت ایمنی خودتان و مصدومین و دیگران را فراهم کنید. لباش ضد گاز با متعلقات، لباس ضد اسید، لباس کامل ضد اشعه، لباش ضد رادیو اکتیو، لباس کار، کلاه ایمنی، کفش ایمنی، عینک ایمنی، دستکشهای ایمنی، نقاب ایمنی، نوار ایمنی و خطر، کمربند ایمنی، مخروط شبرنگ، دستکش ضد ولتاژ، جلیقه فسفری، انواع ماسک:(بخارات مضر، گرد و خاک، آلودگی محیط، گازهای سمی و خطرناک، مجهز به سیلندر هوای فشرده، بلومان)،تابلوهای اعلام خطر(دستی و ثابت)، چراغ گردان و چشمک زن، بلند گو دستی، گوشی کم کننده صدا، دستگاه آزمایش گاز محیط، دستگاه آزمایش رادیو اکتیو محیط، کابل بر، فیوز کش، ولتاژ متر، ملاقه دسته بلند، چنگال بزرگ، قلاب نوک تیز، نوارچسب پهن، گوه، باند قیری، تخته‌های تثبیت وسایل ناپایدار، ابر بزرگ مستطیلی.

ج-۲: ابزار روشنایی: از دلائلی که باعث می‌شود تا ما نتوانیم طبق استاندارد‌های تعیین شده کار نمائیم، نبود نور کافی محیط می‌باشد، و بسیار مهم است که ما برای تمام عملیاتهایمان پیش بینی این مسئله را انجام دهیم. چراغ قوه (با باطری و لامپ اضافی)، چراغ هالوژنه، پرژکتور ثابت، پرژکتور دستی، پرژکتور مه شکن، هدلامپ(چراغ پیشانی)، چراغ روشنایی گازی، پیک نیک (باکپسول و توری اضافی)، چراغ روشنایی گازی بزرگ.

ج-۳: ابزار سبک دستبابی به مصدوم: این دسته از ابزار جهت عملیات رها سازی و دستیابی به مصدوم مورد استفاده قرار می‌گیرند، از خصوصیات این ابزار میتوان به فراوانی، قابل دسترس بودن، تعمیر و تأمین مجدد آسان، کم حجم بودن، قابل حمل بودن، و کم هزینه بودن آنها اشاره کرد.

دیلم(کوچک، بزرگ، متوسط)، پتک(سنگین، سبک)، تبر(کوچک، بزرگ)، تبرچندمنظوره، تایلیور، جک، طناب نجات، پلکان تاشو، قیچی فولادبر، بیل، بیلچه امدادی، کلنگ، سمبه، اره آهن بر، قلم تیزبر.


ج-۴: ابزار نیمه سنگین دستیابی به مصدوم: این دسته از ابزار کارائی بسیار بالایی را جهت انجام عملیاتهای رهاسازی و نجات دارند، ولی تمام آنها معمولاًپرحجم و حمل آنها نیاز به ماشینهای جداگانه ای بجز آمبولانس را دارد که به آنها ماشینهای نجات می‌گویند.

ابزار هیدرولیک: (موتور، جک، فک، قیچی و شلنگهای رابط)، ابزار برش یا سری برنال: (کپسول اکسیژن، کپسول گاز استیلن، کپسول گاز مایع، فندک، سری برش)، سنگ فرز، اره برقی یا بنزینی، ابزار جرثقیل: (جرثقیلهای دستی، تیفر، چین بلاک، وینچ، اهرم زنجیری، قرقره ساده و مرکب، انواع قلاب، طناب پنبه ای و نخی)، کیسه‌های نجات: (کیسه‌های ۷تایی یا۹تایی، کپسول اکسیژن، شلنگهای رابط، که از ۵/۱تا ۶۵تن را از زمین بلند می‌کنند)، انواع جکهای بزرگ بالا برنده، دستگاههای زنده یاب: (مدل اورتانگسگرات یا A082، مدل اوربیفونORBIPHON).

ج-۵: ابزار آبگیری و آبدهی: این دسته از وسایل جهت تخلیه یا انتقال آب و مواد مایع دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند. پمپهای (آب کش، لجن کش، کف کش، اسید کش)، شلنگهای رابط از معمولی تا فشار قوی، اکاتور، تانکرهای آب از مخازن ۹۰۰ لیتری ثابت تا ۵۰۰۰ لیتری چرخدار و ۲۵ هزار لیتری ماشینی.

ج-۶: ابزار تعمیر سبک: جعبه ابزار کامل، کابلهای رابط، بکسل(طنابی، سیمی، نواری).

ج-۷: ابزار اطفاء حریق: خاموش کننده‌های دستی: (پودر و هوای خشک، پودر و گاز، گاز CO2 ، کف- هالوژنه، آب و گاز )، پتوی نسوز، سطل آتش نشانی، انواع سیستمهای ثابت اطفاء حریق و اعلام خطر حریق.

ج-۸: ابزار غواصی: لباس کامل ضد فشار (تابستانه و زمستانه)، کپسول اکسیژن، گیج اکسیژن (دیمن وال)، کفش غواصی(فین)، اشنوگل، فشارسنج، قطب نما، ساعت، دستکش، ماسک، کلاه، جوراب، خنجر.

 

 ج-۹: تجهیزات کوهستان (کوهنوردی، سنگنوردی):

تجهیزات کوهنوردی:

 کوله پشتی(یک روزه، چند روزه)، کیسه خواب، کفش(از مدل سبک کوهپیمائی تا مدل سنگین جهت برف)، کفش کوه اسکی، لباس پر(کت، شلوار، جوراب، دستکش)، لباس گرتکس، کلاه بوران، عینک (بوران، برف)، کلنگ، گرامپون، مینی گرامپون، پانچو، گتر، چادر، چراغ قوه، قطب نما.

 

انسانها در طول حیات خود همواره در معرض خطرات و حوادث بوده اند.گسترش شهرنشینی ، پیشرفت علم و صنعت گرچه باعث افزایش حوادث شده اما توانایی انسان را در پیشگیری و رویارویی  با  حوادث نیزافزایش داده است. حوادثی که سالیانه جان هزاران نفر را در دنیا می‌گیرند ، به چندین هزار نفر آسیب وارد می‌کنند و هزینه‌های بسیاری را به جامعه‌ها وارد می‌کنند .

  حوادث چون دشمنی قهار تمامیت ارضی و کیان ملی  کشورها را تهدید می‌کنند و جان انسانها را می‌گیرند . لذا همه دولتها برای حفظ امنیت و سلامت شهروندان  و جامعه می‌کوشند تا توان خود را در برخورد با حوادث افزایش دهند، تا هنگام حادثه بتوانند از جامعه و کشورشان دفاع کنند.کمک به آسیب دیدگان و بازماندگان حوادث جدای وظیفه انسانی که بر عهده همه (هم دولت و هم ملت) می‌باشد،نقش به سزایی در تامین امنیت  و سلامت جامعه دارد . ضمن اینکه کمک رسانی به موقع و اصولی نقش مهمی در کاهش تلفات و عوارض این حوادث  و نقش به سزایی در کاهش هزینه‌های بعدی دارد .

حوادث و کشور ما

  کشور ما یکی از کشورهای حادثه خیز دنیا است . هر بیست و پنج دقیقه یک نفر در اثر تصادف در ایران می‌میرد . روزانه  صدها نفر در تصادفات شهری و جاده ای  گرفتار می‌شوند . هر سال صدها نفر در آبهای کشور غرق می‌شوند . مرتب اخبار مشکلات و مرگ ومیر کوهنوردان شنیده می‌شود . قرار گرفتن ایران روی خط زلزله باعث شده تا هر از گاهی زلزله ای میهب بخشی از کشور را بلرزاند . همه ساله روستاها و شهر‌های بسیاری از کشورما در معرض سیل قرار دارد.به این همه باید ماشینها و جاده‌های غیر استاندارد و نا ایمن ، ساختمانهای غیر مقاوم ٬ ساخت و ساز‌های غیر اصولی و… را نیز اضافه کرد.

یاری رساندن به کسانی که در اثر حادثه نیازمند کمک هستند را امداد گویند. مثل دادن غذا و اسکان بازماندگان زلزله .

به مجموعه اقداماتی که برای رهایی و خروج یک مصدوم از صحنه حادثه انجام می‌شود ، نجات می‌گویند . مثل خارج کردن مصدوم از میان لاشه ماشینهای تصادفی ،نجات یک نفر از زیر آوار،نجات یک غریق در دریا ، پیدا کردن کسی در کوه . همه و همه مثالهایی از امداد و نجات هستند.

امداد ونجات شاخه‌های مختلفی دارد از جمله : آب و سیلاب – آوار – جاده – کوه.

اهمیت امداد و نجات در حوادث

  هنگام بروز حادثه تعدادی از افراد دردم جان می‌دهند اما عده ای نیز زنده می‌مانند،اما در صحنه حادثه درگیر می‌شوند. مانند کسانی که بعد از زلزله زیر آوار می‌مانند ،یا کسانی که زیر بهمن مدفون می‌شوند و … . مهم‌ترین کار بعد از حادثه دسترسی به این افراد  و خروج آنها از صحنه حادثه است . قبل از اینکه جانشان را از دست بدهند و بدون اینکه آسیب جدیدی ایجاد شود . و این وظیفه نیروهای امدادی است . همانگونه  که می‌بینید زمان در انجام این وظیفه نقش مهمی دارد . نیروهای آموزش دیده و مجهز در کاهش تلفات و عوارض حوادث نقش به سزایی دارند و بسیار تاثیر گذارند.

 

یک سازمان امداد و نجات چه خصوصیاتی باید داشته باشد

یک سازمان امداد و نجات باید چه خصوصیاتی را داشته باشد تا بتواند به وظایف خود به خوبی عمل کند؟

۱-  در دسترس بودن : یعنی یک ارتباط آسان با شهروندان که منبع اصلی اطلاع دهنده حادثه هستند مثل اورژانس ،آتش نشانی یا پلیس که باگرفتن یک شماره چند رقمی یکسان در تمام کشور می‌توان با آنها ارتباط برقرار کرد.

۲-  شبانه روزی بودن : حادثه خبر نمی‌کند.وجود تیم امداد و نجاتی که فقط در ساعات اداری فعال است، یا روزهای خاصی حضور دارد عملا مانند نبودن است . مثل اینکه تنها بیمارستان یک شهر شبها تعطیل باشد . تیم امداد و نجات باید در تمام روزها و در تمام ساعات شبانه روز به طور کامل در دسترس باشد .

۳-  آماده بودن : تیم امداد در تمام ساعات شبانه روز بدون توجه به وجود یا عدم وجود حادثه باید آماده باشد.مثل آتشنشانی که ممکن است چند روز هم آتش سوزی نباشد . اما این دلیل نمی‌شود که نیروهایش به خانه بروند .

۴-  نیروی انسانی : وقتی قرار است تیمی به طور کامل همواره آماده باشد باید نیروی لازم را تامین کند. مثلا اگر تیم آتشنشانی یک پایگاه نیاز به سه نفر نیرو  در هر شیفت دارد برای شبانه روزی بودن باید حداقل دوازده نفر نیرو داشته باشد.

۵-  حرفه ای بودن : امداد گر باید حرفه ای باشد و شغلش امداد گری باشد تا اول حضور دائم داشته باشد دوم قابل برنامه ریزی و آموزش باشد . سوم پاسخگو باشد . امروزه تمام ارکان جامعه حتی ورزش هم حرفه ای شده است و کسانی می‌توانند در ورزش پیشرفت کرده موفق باشند که شغلشان ورزشکاری باشد . پس نمی‌توان مسئولیت امداد و نجات یک شهر و کشور را به نیروی داوطلبی سپرد که امداد گری اولویت زندگیش نیست .

۶-  آموزش : نیروهای امداد باید توان کار و امداد رسانی در آب ،کوه ،جاده و هر جای دیگری را داشته باشند . پس باید نیروهای توانمند و آموزش دیده ای باشند در تمام دنیا کوهنوردان زبده ، شناگران و نجات غریقان حرفه ای به استخدام تیم‌های امداد در می‌آیند.سازمان امداد باید دارای تیم‌های تخصصی برای اجرای عملیات در کوه ، دریا ،جاده و شهرها باشد .

۷-  تجهیزات کامل و تخصصی امداد و ایاب و ذهاب : امروزه دیگر بدون تجهیزات نمی‌توان به مبارزه با حوادث رفت . آوارهای آسمان خراشها را نمی‌توان با بیل جابجا کرد . گستره یک کشور با کوهها و دشتها را نمی‌توان با پای پیاده تحت پوشش قرار داد . امروزه برای رسیدن تیم امداد به دور افتاده‌ترین نقاط هر کشور فقط چند دقیقه زمان لازم است .

۸-  قانون و شرح وظایف شفاف : تیم امداد باید به طور شفاف وظیفه امداد رسانی به تمامی شهروندانی که جان و یا مالشان در هر نقطه کشور در معرض خطر است را داشته باشد.

۹- حضور در همه نقاط و کنترل مناطق حادثه خیز : تیم‌های امدا باید در نقاطی که بیم حادثه می‌ رود حضور داشته باشند . مثل دریاها،جاده‌ها و کوهها . و همچنین باید دارای پایگاه‌های مختلف در سطح شهرها و روستاها باشند . همین تیمها هستند که با اختیارات خود سعی می‌کنند تا مانع بوجود آمدن حادثه شوند . زیرا عملا همین تیمها در صورت بروز حادثه درگیر می‌شوند . همانگونه که مثلا آتش نشانی برای ایمنی تبلیغ می‌کند .

امداد ونجات در دنیا

  در تمام دنیا وظیفه امداد و نجات به یک ارگان مشخص واگذار شده است. مثلا در  کشورهای عربی سازمانی به نام “دفاع مدنی”وجود دارد که هم آتشنشانی است و هم وظیفه امداد و نجات را انجام میدهد . یا در بعضی کشورها پلیس امداد این وظیفه را به عهده دارد . در بعضی از کشورها هم سازمانی جداگانه برای این کار و جود دارد . مثل کشور ما که قبل از پیروزی انقلاب سازمانی بنام سازمان دفاع غیر نظامی داشت . در هر صورت در تمام دنیا یک سازمان مشخص با نیرو‌های حرفه ای و آموزش دیده متولی امداد و نجات است .

امداد و نجات در کشور ما

   همگی شاهد سرنشینان خونین و آسیب دیده خودروها بوده ایم که توسط مردم بدون توجه به هیچ اصولی از خودرو‌های تصادفی خارج شده اند . کم نیستند کسانی که در تصادف در ماشینهایشان گرفنار شده اند و آنقدر کسی به دادشان نرسیده تا ماشینهایشان آتش گرفته است و سوخته اند . بسیارند کسانی که هنگام خروج از صحنه حادثه آسیب‌های جدی دیده اند و تا آخر عمر از آن آسیب رنج می‌برند .

  کوهنوردان و رو ستاییان بسیاری در کوه گرفتار شده اند و کسی به فریادشان نرسیده تا مرده اند . بسیارند کسانی که با یک شنای ساده تفریحی در آب غرق شده اند و هیچکس به دنبال زنده و مرده آنها نرفته است .

  همه ما تجربه حادثه را داریم یا دچار آن شده ایم یا در جریان آن قرار گرفته ایم  و بسیار این جمله را در مراجعات به نهادها و سازمانهای مختلف هنگام درخواست کمک شنیده ایم :”این کار در حیطه وظایف ما نیست” . و بطور مثال دیده ایم که هماهنگی برای برخواستن یک بالگرد  در کشور ما گاه روزها طول می‌کشد و گاه اصلا به نتیجه نمی‌رسد . به راستی تاکی باید هموطنان ما لای آهن پاره‌های ماشینها ، زیر آوار ساختمانها ، درون آب رو دخانه و دریاها ، در محاصره سیلابها و سرگردان میان کوهها ، نیازمند اندکی کمک باشند و هیچ فریاد رسی نداشته باشند . تا کی باید شاهد جان دادن و جان کندن مظلومانه و غریبانه هموطنانمان باشیم ؟ چرا و ضعیت امداد و نجات در کشور ما به وضع اسفبار فعلی رسیده است ؟ به راستی اشکال در کجاست ؟ آیا ما متولی امداد و نجات در کشور نداریم ؟ کمبود بودجه داریم ؟ نیروی انسانی نداریم ؟ خلا قانونی داریم ؟ کوتاهی مسولین عامل اصلی است ؟ اشکال در کجاست و چه کسانی باید آن را حل کنند ؟

متولی امداد و نجات در کشور ما کیست؟

   اگر شما یک روز صبح به استانداری یا فرمانداری استان محل سکونتتان بروید و بگوید که می‌خواهید دو میلیارد تومان پول به ارگانهای درگیر و مسئول در امداد ونجات کمک کنید، و از آنها بخواهید تا نام این ارگانها رادر اختیار شما قرار دهند ٬ لیستی بلند بالا در اختیار شما قرار خواهد گرفت که در آن به احتمال زیاد این نام‌ها را خواهید دید : جمعیت هلال احمر ، ستاد حوادث غیر مترقبه ، شهرداری ، آتش نشانی ، هیات کوهنوردی ، اورژانس ، نیروی انتظامی و نظامی ،هوانیروز ٬ راهداری و … . اما اگر یک روز دیگر به همه آن ارگانها بروید و برای حادثه ای درخواست کمک کنید ، همان جمله معروف را خواهید شنید “این کار در حوزه وظائف ما نیست” . اگر در صحنه تصادف هم با تک تک این ارگانها تماس بگیرید و احیانا در وقت اداری باشد و جواب شما را هم بدهند باز همان جمله را خواهید شنید ! و نکته جالب این داستان این است که در هر دو صورت حق با آنان است ! یعنی اینکه تمام این ارگانها به نوعی با امداد و نجات درگیر هستند یا شده اند ؛ اما در واقع هیچکدام هم نه مسئولیت واقعی آن را برعهده دارند و نه در برابر آن پاسخگو هستند .

اکنون به نظر شما کدامیک از ارگانهای ذکر شده خصوصیات یک سازمان امداد و نجات را که در بالا گفته شد دارد ؟

وظیفه اورژانس انجام اقدامات درمانی اولیه و انتقال مصدوم به مراکز درمانی است . وظیفه نیروهای نظامی و انتظامی مشخص است . حضور نیروهای اورژانس و انتظامی در صحنه حادثه برای رسیدگی به مصدومان و برقراری نظم و امنیت ضروری است ؛ اما این ارگانها برای امداد و نجات نه آموزش دیده اند نه نیرو و امکانات لازم را دارند . ضمن اینکه درگیر شدن این واحدها با امداد و نجات آنها را از وظیفه اصلیشان باز می‌دارد .

هیات‌ها و فدراسیونهای ورزشی متولی ورزش کشور هستند . هیچگاه مثلا فدراسیون اتومبیل رانی متولی امنیت جاده‌های کشور نیست ، همینطور فدراسیون کوهنوردی و شنا ارتباطی به امنیت کوهها و دریا‌های ما ندارند .  همینطور سایر ارگانهای ذکر شده هیچکدام سنخیتی با امداد و نجات ندارند .

شاید مرتبط‌ترین ارگان با امداد و نجات در کشور سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر است ؛ که به هیچ عنوان نه توان آن را دارد نه ساختارش برای این کار طراحی شده است . جمعیت هلال احمر گرجه در کشور ما به صورت یک ارگان نیمه دولتی اداره می‌شود اما در واقع یک NGO و سازمان غیر دولتی است . و هیچگاه نمی‌توان  مدیریت امداد و نجات یک کشور را به یک انجمن غیر دولتی که طبعا آنگونه که باید قابل کنترل و پاسخگو نیست سپرد . ضمن اینکه اساس کار جمعیت هلال احمر بر کار  داوطلبانه است و همانگونه که می‌دانید این جمعیت فاقد نیرو‌های  شبانه روزی آماده است ؛ و هیچ پل ارتباطی دایمی هم با مردم ندارد . شاید هلال احمر در جمع آوری و ساماندهی نیروهای داوطلب  و برای شرایط خاص که بتوانند به نیروهای امدادی کمک کنند موفق باشد؛ اما  همانگونه که نمی‌توان ارتش یک کشور را به یک سازمان غیر دو لتی و داوطلبانه سپرد دفاع از مردم در برابر حوادث را هم نمی‌توان به چنین سازمانی سپرد . ضمن اینکه سازمان امداد و نجات زیر مجموعه ای از ساختار گسترده جمعیت هلال احمر است و یک سازمان مستقل نیست که گاه توان و نیروهایش صرف سایر قسمتهای جمعیت می‌شود در حالیکه برای اداره امداد و نجات یک کشور نیاز به سازمانی  با بودجه و مدیریت مستقل می‌باشد.

سازمان آتشنشانی از امکانات و وظایف تصریح شده قانونی در تمام کشور برخوردار نیست و علی رغم داشتن پل ارتباطی با مردم و نیروهای نسبتا حرفه ای و سازمان یافته  در تمام کشور حضور ندارد و برای خدمت رسانی در جادهها ، کو هها و دریا‌ها آماده نشده است و عملا یک سازمان شهری است .

اینکه بسیاری از  نهادهای کشور خواسته و نا خواسته درگیر ماجرای امداد و نجات شده اند نشان دهنده این است که عملا هیچ سازمانی و جود ندارد که پاسخگوی امداد و نجات در کشور باشد و هیچ کس این کار را به طور کامل انجام نمی‌دهد . اینچنین است که وقتی حادثه ای پیش می‌آید در زمان طلایی که هنوز امید به نجات مصدومین میرود بخصوص در مناطق غیر شهری عملا هیچ تیم امدادی نیست و وقتی هم تیم‌های امداد در صحنه می‌رسند نیرو‌های همه ارگانها را در صحنه حادثه می‌بینید بدون اینکه وظیفه هر کس مشخص باشد.

وضعیت بودجه

در کشور ما سالانه میلیاردها ریال هزینه امداد و نجات می‌شود . اما اکثر این مبالغ  در نبود برنامه و متولی  مشخص و موازی کاری ارگانهای ذی ربط هدر می‌رود و نتیجه ای هم عا ید نمی‌شود. به همین دلیل است که معتقدم مشکلات امداد ونجات  در کشور ما به هیچ عنوان بودجه  و کمبود آن نیست . مثالهای این مسئله زیاد است اما به چند نمونه عینی (که بعضی را خود درگیر و شاهد آن  بوده ام ) جهت روشن شدن موضوع اشاره می‌کنم.

  مثال اول : یک روز متوجه شدیم که دانشگاه علوم پزشکی قصد احداث یک پایگاه امداد جاده ای در چند صد متری پایگاه امداد جاده ای هلال احمر دارد .  مکاتبات  و مذاکرات مفید فایده نشد و آن پایگاه ساخته شد حتی قبول نکردند که پایگاه را در جاده دیگری که هیچ پایگاه امدادی نداشت بسازند . هزینه ملیونی ساخت و نگهداری یک پایگاه را در نظر بگیرید و اینکه در آن زمان قسمت عمده جاده‌های آن منطقه هیچ پایگاه امداد جاده ای نداشت. هم اینک در تمام جاده‌های کشور پایگاه‌های امدا د جاده ای اورژانس و هلال احمر فعالیت می‌کنند، هردو هم فقط کار انتقال بیمار را انجام می‌دهند و هیچکدام به کار امداد و نجات مشغول نیستند. نیروهای هلال احمر امداد گران داوطلبی  هستند که از درمان و انتقال بیمار در حد کمک‌های اولیه اطلاع دارند .

  مثال دوم  (یاد داشت یک خلبان هلیکوپتر‌های امداد هلال احمر ) : …من به مدت دو سال خلبان هلیکوپتر امداد بودم و جالب اینکه طی آن دو سال هیچگاه پروازی با عنوان امداد انجام ندادم …نه اینکه نخواسته باشم…هیچگاه پیش نیامد… و مطمئنا طی این دو سال هزاران نفر در سراسر کشور در اثر دیر رسیدن نیروهای امدادی و نا کارامدی سایرین در انجام حد اقل کمکهای اولیه جان خود را از دست داده و میدهند

  مثال سوم : از سالهای دور همه اتاقی را که در مسیر شیرپلا بر روی آن نوشته شده بود واحد امداد و نجات هلال احمر به یاد دارید.چند وقت قبل هم در خبرها خواندم که سازمان آتشنشانی قصد احداث یک پایگاه امداد کوهستان در مسیر قله توچال دارد که ظاهرا فعال هم شده است. مدتی پیش در گزارش آقای منصوری ( وبلاگ کوه فلسفه) دیدم که باز در همان مسیر چادری برقرار است که متعلق به تیم امدا و نجات هیات کوهنوردی تهران است.

  نکته دیگر در باره بودجه این است که  حتی اگر فقط از دید مادی به امداد و نجات بنگریم حتی نجات جان یک نفر یا جلوگیری از فلج شدن کسی در انتقال و نجات اصولی از هزینه‌های درمانی و سرباری هنگفتی در آینده جلوگیری می‌کند(یک بیمار قطع نخاع جدای هزینه‌های سرباری ماهانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان هزینه نگهداری دارد) که بسیار بیشتر از هزینه ای است که برای امداد و نجات صرف شده است.

کوتاهی مسئولین

وقتی قانون به طور مشخص کسی را مسئول کمک رسانی به مصدومان نکرده است و به طبع ردیف بودجه مشخصی هم برای آن در نظر گرفته نشده است ؛ بدیهی است شاهد برخوردهای سلیقه ای مدیران در این زمینه خواهیم بود . هرکس بسته به صلاحدید خود در این مسئله عمل می‌کند . و عملا هیچکس هم نمی‌داند چه باید بکند . نه مردم نه مسئولین .و این مسئله آنگاه بحرانی می‌شود که مشکل بزرگی بوجود بیاید که برای کنترل آن نیاز به مدیریت و امکانات بیشتر باشد . چون زلزله بم ،زلزله رودبار و …که شرح ناهماهنگی‌ها و مشکلات امداد و نجات و مدیریت بحران در آن حوادث را همه می‌دانند و توضیح آن در این گفتار نمی‌گنجد .

نیروی انسانی

  جمعیت هلال احمر تعداد کثیری امداد گر داوطلب آموزش دیده در اختیار دارد که سخت‌ترین کارها ی امدادی را بدون هیچ چشمداشت مادی انجام می‌دهند . دهها کوهنورد و هیمالیا نورد داریم که از شغل مناسب برخوردار نیستند . شناگران بسیاری داریم که با پایان دوران قهرمانی فراموش می‌شوند . آیا وقت آن نرسیده است که این نیرو‌ها سازمان دهی و بکارگرفته شوند ؟

چه باید کرد

  بر این باورم که امداد ونجات در کشور ما فقط و فقط به دلیل خلا قانونی و نبود متولی و مسئول مشخص به وضعیت نا بسامان فعلی در آمده است ؛ و تا این خلا قانونی برطرف نشود نه بودجه و نه نیروی انسانی و نه هیچ چیز دیگری مشکل را حل نخواهد کرد . معنی این سخن آن نیست که با تشکیل تیم امداد و نجات یا تعیین متولی برای آن مشکل به طور کلی حل می‌شود . ما تا رسیدن به تیمهای امداد و نجات توانمند و حرفه ای راه درازی در پیش رو داریم اما نخستین گام در این راه تعیین متولی برای امداد و نجات است که در غیر این صورت تمام تلاشها آب در هاون کوبیدن است و از جای خود تکان نخواهیم خورد و اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.

  با وضعیت فعلی کماکان هم میهنانمان  بی پناه رها میشوند تا بمیرند یا اتفاقی آنها را از چنگ حادثه برهاند. و باز همچنان بودجه‌ها هدر میروند و نیرو‌ها هم همچنین .

  اولین گام  برای سامان دهی امداد و نجات در کشور واگذاری مسئولیت امداد و نجات به یک تشکیلات دولتی حرفه ای و تمام وقت است .

کوتاهی نمایندگان مجلس و دولت مردان به هیچ عنوان پذیرفته نیست

  بر دولتمردان و بخصوص نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی   فرض است که هرچه زودتر نسبت به رفع این خلا قانونی اقدام کنند تا مشکلی که سالهاست گریبان ملت را گرفته و روز به روز پیچیده‌تر می‌شود  را با همکاری  کارشناسان و اهل فن حل کنند . بدیهی است هر قدم اشتباه در این زمینه باعث خواهد شد که باز سالها بودجه و وقت کشور هدر رود.پس این مسئله باید به دقت و با استفاده از خرد جمعی و بررسی کلیه جوانب انجام شود.کوتاهی در  این  مسئله نه تنها  به هیچ عنوان پذیرفته نیست، بلکه جای هیچ تعللی  هم ندارد .توجه کنید ما در حوادث کوچک و نه چندان پیچیده چون یک تصادف ، حادثه ای در کوه و…  نا توانیم حال اگر مشکلی بزرگ چون زلزله  پیش بیاید ، چه خواهیم کرد؟

مردم هم نباید کوتاهی کنند

  مردم با شناخت حقوق خود و دانستن کاستی‌ها باید مطالبات به حق خود را به گوش مسئولین برسانند و حق خود را   مطالبه کنند. این درخواست  باید همواره مطرح شود و به یک خواست ملی تبدیل شود تا مسئولین هم برای آن فکری بکنند.به طور مثال مطالبه  جامعه کوهنوردی به عنوان بخشی از جامعه که همواره با مسئله امداد و نجات و مشکلات آن دست به گریبان است باید تعیین متولی واقعی برای امداد و نجات در کشور باشد. درخواست به حقی که باید مطرح شود، تکرار شود و به گوش مسئولان رسانده شود.

یک پیشنهاد

  با توجه به مشکلات موجود و وضعیت کشور ما بر این باورم که بهترین و کم هزینه‌ترین راه حل برای این مشکل ادغام سازمان‌های امداد ونجات هلال احمر و  آتشنشانی  و تشکیل سازمانی کارآمد با توان و نیروی کافی است. مزیتهای این طرح بسیار است که از آن جمله می‌توان به چند مورد اشاره کرد:

۱-     سازمان جدیدی تشکیل نمی‌شود تا دولت بر خلاف قانون بزرگ‌تر شود و هزینه‌های اضافی بوجود آید.

۲-     از تجربه و امکانت سازمان امداد و نجات هلال احمر که سالها ست متولی نیمه رسمی امداد کشور است استفاده می‌شود.

۳-     پل ارتباطی با مردم همان تلفن‌های آتشنشانی است و نیاز به ایجاد یک ساختار جدید نیست.

۴-     پایگاههای سازمان جدید همان محلهای فعلی آتشنشنای است بدیهی است ایجاد و ساخت پایگاههای جدید در تمام کشور هم هزینه گزافی دارد و هم سالها زمان می‌خواهد .

۵-     جلوی موازی کاری‌ها ی دستگاههای اجرایی گرفته می‌شود.

۶-      مدیریت امداد ونجات به وزارت کشور  سپرده می‌شود  که مسئولیت اداره کشور و شهرها ،  حوادث غیر مترقبه ، شهرداریها و نیروی انتظامی را هم به عهده دارد و این تمرکز مدیریت عملا جلوی مشکلات عدیده آینده را در ارتباطات بین بخشی و در  سیستم اداری نه چندان کارآمد ما را می‌گیرد.

  البته این ادغام هم مشکلات خاص خود را دارد و نیاز به کار دقیق و مطالعه بیشتر دارد . اما واقعیتی که باید بپذیریم این است که سازمان امداد ونجات هلال احمر نمی‌تواند متولی اصلی امداد ونجات در کشور باشد و هرچه بودجه صرف آن شود اتلاف منابع است و بر کارایی آن افزوده نمی‌شود . این ادغام نه تنها بودجه اضافه ای به کشور تحمیل نمی‌کند بلکه جلوی بسیاری از حیف و میلها و موازی کاری‌ها راهم می‌گیرد . و مشکلات آن در برابر مزایایش بسیار اندک است .

  برای سامان دهی وضعیت نابسامان فعلی امداد و نجات در  کشور، تنها راه تعیین متولی برای این کار است . هر لحظه درنگ در این زمینه جان انسانی است که به خطر می‌افتد و یا از دست می‌رود. این درخواست یک مطالبه ملی است و برآوردن این درخواست وظیفه دولتمردان و نمایندگان محترم مجلس است. این خواسته باید توسط جامعه مطرح شود وبه گوش مسئولین رسانده شود. و مسولین نیز باید هرچه زودتر چاره ای بیندیشند .

 

کمکهای اولیه چیست؟

اصولاً به یک سری کمکهایی که بدون استفاده از وسیله توسط افراد که در محل سانحه هستند ، برای فردی که دچار مصدومیت شده اجرا می‌شود، اطلاق م گردد و این کمکها در جهتی است که نه تنها جان فرد را از مرگ نجات م دهد بلکه علاوه بر آن م تواند از مصونیت‌های بیشتر و از معلولیتها و ناتوانی‌های جسمی دیگری که ممکن است به واسطه ایجاد مصدومیت ایجاد شده باشد نیز جلوگیری کند.
بنابراین افراد م باست با یک سری دانشها و مهارتهایی که مربوط به کمکهای اولیه است آشنا شوند و با یک سری بایدها و نبایدها آشنایی پیدا کنند و وظایف خودشان را بدانند.
کمکهای اولیه فقط انجام یکسری اقدامات نیست، بلکه این مطلب که هر فردی بداند چه وظایفی را نباید انجام دهد، هم جزء اصول کمکهای اولیه است. بنابراین در مواجهه با فردی که دچار مصدومیت شده چند اصل را باید مد نظر قرار داد. تقدم و تأخر این اقدامات و اینکه فرد بداند کدامیک از این اقدامات را باید در مرحله اول انجام دهد و کدامیک را در اولویتهای بعدی قرار دهد، که ان نکته بسیار مهم است.

چهار اصل برای برخورد اولیه در کمکهای اولیه مطرح است:

کمکهای اولیه می‌تواند بصورت کمکهای اولیه پایه باشد که فرد بدون استفاده از امکانات خاصی آنها را پیاده می‌کند.    
مرحله بعدی کمکهای اولیه پیشرفته است که در مراکز درمانی با استفاده از داروها و امکانات لازم دیگر که در اختیار کادر پزشکی قرار دارد، انجام می‌شود .
اولین مسئله در برخورد با فردی که دچار مصدومیت شده، دقت در تنفس اوست. یعنی اگر با فردی برخورد کردیم که از ارتفاع سقوط کرده و دچار شکستگی شده، ابتدا به سراغ شکستگی و بررسی شکستگی او نمی‌رویم بلکه توجه می‌کنیم که ببینیم آیا فرد دارای تنفس است و آیا تنفس به عنوان یک ارگان حیاتی برقرار است ا خر؟
دومین قدم توجه به وضعیت قلب و عروق و سیستم گردش خون مصدوم است. اینکه آیا مصدوم دارای ضربان قلب هست یا خیر؟ 
بعد از اینکه از سلامت دستگاه تنفس و گردش خون اطمینان حاصل شد باید به سراغ کنترل خونریزی مصدوم برویم و از خونریزی جلوگیری کنیم و نهایتاً اینکه بعد از کنترل این سه مرحله باید به سراغ بررسی شوک رفت.

 

 

بخش دوم

اکثر شکستگی‌ها بر اثر وارد آمدن یک ضربه شدید به استخوان بوجود می‌آید. در افراد مسن یک ضربه خفیف هم به خاطر شکنندگی استخوان می‌تواند باعث شکستگی شود.
نکته مهم در مورد فردی که اقدام به امداد رسانی می‌کند این است که برخورد غلط با یک شکستگی می‌تواند آسیب وارده را بیشتر کند. چه بسا اگر بی حرکتی مناسب و انتقال فرد به صورت صحیح صورت نگیرد عضو شکسته می‌تواند به بافتهای مجاور هم آسیب برساند.

اصولاً شکستگی می‌تواند به چند صورت ایجاد شود:

ممکن است شکستگی بر اثر یک ضربه مستقیم باشد. در خیلی از موارد افرادی که تصادف می‌کنند ممکن است اصابت مستقیم سپر ماشین به پای فرد مصدوم منجر به ایجاد شکستگی در ناحیه پا شود که این اصولاً شکستگی ناشی از ضربه مستقیم است.  
در مواردی ممکن است استخوان به صورت غیر مستقیم دچار شکستگی شود. این زمانی است که فرد با دستهای باز بیفتد یا روی شانه سقوط کند. در چنین حالتی استخوان ترقوه که در بالای قفسه سینه قرار دارد دچار شکستگی می‌شود.         
خود شکستگی‌ها به انواع مختلف تقسیم بندی می‌شوند که تقسیم بندی از این جهت دارا اهمت است که اقداماتی که برای شکستگی لازم است انجام دهیم، متفاوت است.        
شکستگی می‌تواند از نوع بسته باشد، یعنی شکستگی در یک عضو ایجاد شده ولی این شکستگی با پوست در تماس نیست و جراحتی در سطح پوست ایجاد نکرده است.    
زمانی می‌گوییم شکستگی، شکستگی باز است که استخوان شکسته شده به سطح پوست راه پیدا کند یا در سطح پوست جراحتی ایجاد شود. بنابراین مشکلی که ما در شکستگیهای باز داریم این است که علاوه بر اینکه ممکن است خونریزی اتفاق بیفتد، به دلیل مجاورت عضو شکسته شده با هوا، بسیار مستعد عوامل عفونی است و احتمال آلودگی عضو شکسته شده زیاد است. بنابراین اقداماتی که ما باید انجام دهیم در جهت این است که علاوه بر اینکه جلوی خونریزی را می‌گیریم، از آلودگی بیشتر عضو هم جلوگیری می‌کنیم.
آخرین نکته اینکه ممکن است شکستگی بصورت مرکب باشد یعنی علاوه بر شکستگی، اعصاب هم قطع شده باشد و یا عروقی که در مجاورت عضو شکسته قرار دارند آسیب دیده باشند.

شرح درس      
نشانه‌های شکستگی عبارتند از :

١- درد عضو شکسته شده       
۲- تورم و یا تغییر شکل عضو 
۳- عدم تحرک عضو   
نکته اساسی در امداد رسانی برای شکستگیها این است که واقعاً باید تلاش کنیم عضو شکسته را بی حرکت نگه داریم. چرا که حرکت دادن باعث آسیب بیشتری به بافتهای مجاور می‌شود. بنابراین عدم تحرک، علاوه بر اینکه درد بیمار را کاهش می‌دهد و از ایجاد شوک جلوگیری می‌کند، می‌تواند از صدمه رسیدن به بافتهای مجاور هم جلوگیری کند.

شکستگی قفسه سینه

قفسه سینه جعبه ترد و شکننده ای است که از ریه ها، قلب و عروق و قسمتهای سینه‌ی انسان نگهداری می‌کند. استخوانهای دنده، قلاف قفسه سینه را تشکیل می‌دهند. استخوان وسط که دنده‌ها را بهم متصل کرده جناق سینه است.دنده‌ها جناق را به مهره‌های پشت متصل می‌کنند.
در بدن هر انسان ١۲ جفت دنده وجود دارد که با باز و بسته شدن آنها در موقع تنفس، فضای بازتر و یا بسته‌تر در اختیار ریه‌ها قرار می‌گیرد.

نشانه‌های شکستگی قفسه سینه

١- درد قفسه سینه در موقع تنفس      
۲- سرفه‌های توأم با خلط       
در حوادث معمولاً دنده‌ها دچار شکستگی می‌شوند و کمتر اتفاق می‌افتد جناق سینه آسیب ببیند.
نکته مهم: مجروح نباید حرکت اضافی داشته باشد.    
معمولاً در شکستگی قفسه سینه، استحکام و سفتی قفسه سینه از بین می‌رود و حرکات قفسه سینه در، دم و بازدم مختل می‌شود.در خیلی از موارد احتمال دارد شکستگی با پوست در تماس باشد و یا در مواردی ممکن است شکستگی باعث صدمه زدن به بافت ریه و اغشایی که در زیر قفسه سینه قرار دارد، بشود.    
علائمی که معمولاً در شکستگی قفسه سینه به چشم می‌خورد این است که ممکن است فرد احساس تنگی نفس شدید داشته باشد، احساس خفگی کند و نفس کشیدن برای فرد مصدوم مشکل و دردناک باشد.      
وقتی که به قفسه سینه مصدوم نگاه کنیم، می‌بینیم که حرکات قفسه سینه کاملاً غیر عادی است. اگر ریه هم به واسطه این شکستگی آسیب دیده باشد، احتمال دارد که فرد خون کف آلود بالا بیاورد.
اقداماتی که لازم است انجام دهیم این است که آن قسمتی از قفسه سینه که دچار شکستگی شده است را حمایت کنیم و حرکاتش را محدودتر کنیم.     
به همین منظور، قسمت صدمه دیده را با دستمان حمایت می‌کنیم. فرد را در حالت نیمه نشسته قرار می‌دهیم و سعی می‌کنیم به سمتی که دچار شکستگی شده متمایلش کنیم. یک تکه بالشتک ضخیم و نرم را روی قسمت شکسته شده قرار داده و دست فرد مصدوم را روی قسمت شکسته شده می‌آوریم وسعی می‌کنیم با یک باند پهن، دست و قفسه سینه را بهم محکم کنیم. به این شکل، ما قسمت شکسته شده را، هم با باند و هم به وسیله دست خودمان حمایت می‌کنیم. معمولاً در چنین شرایطی فرد می‌تواند تنفسش را داشته باشد و احتمال دارد مشکل تنفسی پیدا نکند. ما فرد را در چنین شرایطی با حمایت ناحیه آسیب دیده، به اولین مرکز درمانی منتقل می‌کنیم.

درس سوم       
شکستگی استخوان لگن

اصولاً استخوان لگن می‌تواند در حوادث مختلف از جمله در تصادفات رانندگی وسقوط از ارتفاعات دچار شکستگی شود. شکستگی می‌تواند به صورت یک طرفه و یا دو طرفه اتفاق بیفتد.
نکته مهم در شکستگی لگن این است که احتمال دارد به دنبال شکستگی لگن اعضایی که در داخل لگن و شکم قرار دارند از جمله مثانه و مجرای ادرار دچار آسیب شوند، بنابراین لازم است توجهات لازم را در شکستگی لگن داشته باشیم.  
هر گونه بی احتیاطی باعث جراحت، شکستگی و یا مشکلات دیگری برای فرد می‌شود. سالم ماندن چندان مشکل نیست، کافی است که اول به حفظ امنیت و سلامت خود بیندیشیم و پس از آن، انجام کار روزانه.       
انجام کار<– حفظ امنیت <–سالم ماندن        
البته شکستگیهای لگن بیشتر بین سالمندان شایع است.      
درد این نوع شکستگی معمولاً در قسمت میانی و پهلو احساس می‌شود.

علائم شکستگی لگن

معمولاً ناحیه شکستگی دارا درد و حساستد است و فرد علرغم اینکه سالم است ولی قادر نیست که روی پا بایستد و فشار بیاورد. اگر شکستگی شدید باشد هر نوع حرکتی در ناحیه ران می‌تواند ایجاد درد بکند. اگر مجرای ادراری آسیب دیده باشد ممکن است خروج ادرار همراه با خون باشد و این یک علامت هشدار دهنده و مهم است و در مواردی هم ممکن است درد به حدی شدید باشد که فرد دچار شوک بشود.

چه اقداماتی را می‌توانیم تا زمانی که فرد را به اولین مرکز درمانی برسانیم انجام دهیم؟

۱- خواباندن مجروح روی سطح صاف   
۲- ثابت کردن بدن      
۳- گذاشتن پتو در زیر پاها     
مهمترین کار این است که تلاش کنیم حرکت را محدود و استخوان لگن را حمایت کنیم تا از ایجاد ضایعه‌ی بیشتر جلوگیری شود.
بنابراین مصدوم را به پشت می‌خوابانیم و پاهایش را کاملاً به صورت کشیده قرار می‌دهیم و سعی می‌کنیم فرد در یک وضعیت راحتی قرار بگیرد. برای این کار یک پتوی تا شده را زیر زانوهایش می‌گذاریم و به دنبال آن می‌توانیم از دو باند پهن استفاده کنیم. دو باند پهنی که در ناحیه لگن بسته می‌شود و این دو باند پهن را معمولاً به نوعی قرار می‌دهیم که گره‌ی آن در سمتی قرار بگیرد که شکستگی نیست. اگر احیاناً مصدوم احساس ادرار کردن داشت و قصد داشت که ادرار کند، ما ممانعت می‌کنیم. چرا که ادرار کردن می‌تواند صدمه به بافتها را بیشتر کند. ادرار می‌تواند به بافتهای اطراف راه پیدا کند و اقدامات بعدی ما را با دشواری روبرو کند.        
ما می‌توانیم بالشتک هایی را زیر زانوها و مچ پا قرار دهیم تا زمانی که مصدوم را حمل می‌کنیم صدمه کمتری به ناحیه آسیب دیده وارد شود.

شکستگی بازو

اصولاً شکستگی بازو که در ناحیه بازو اتفاق می‌افتد، می‌تواند بر اثر ضربه مستقیم و یا ضرباتی باشد که در ناحیه آرنج و یا ساعد ایجاد شکستگی می‌کند. معمولاًمفصل آرنج خصوصاً در کودکان دچار شکستگی می‌شود و جزء مواردی است که بسیار اهمیت دارد. به این جهت که شکستگی‌های آرنج به دلیل مجاورت با اعصاب و عروق مهم حیاتی است و بایستی در شکستگیهای آرنجی به آن توجه شود.
معمولاً علائم موجود به این شکل است که فرد قادر نسیت عضو آسیب دیده را حرکت دهد. ممکن است تغییری در عضو آسیب دیده مشاهده کنیم. برای مثال کبودی و یا تورم در عضو آسیب دیده مشاهده کنیم.      
اگر فرد بتواند آرنجش را حرکت دهد و قادر به حمل آرنجش باشد اولین اقدامی که انجام می‌دهیم این است که با ملایمت دست آسیب دیده را به سینه تکیه می‌دهیم و با بالشتکی که بین آرنج و قفسه سینه قرار می‌دهیم، با یک باند پهن دست را با قفسه سینه حمایت می‌کنیم و به قفسه سینه فیکس می‌کنیم. (ثابت نگه م دارم)          
در موردی که شکستگی در ناحیه آرنج ایجاد شده و مصدوم نمی‌تواند آرنج خود را حمل کند باید ابتدا مصدوم را بخوابانیم؛ دستش را کاملاً در مجاورش قرار دهیم و در چنین مواقعی سعی نکنیم آرنج فرد مصدوم را حمل کنیم زیرا صدمه وارده را قطعاً بیشتر می‌کند.    
بنابراین وقتی دست را کاملاً در کنار بدن قرار دادیم باید با سه باند که تهیه کرده ایم دست را به بدن فیکس کنیم.           
ما می‌توانیم از خود مصدوم بخواهیم دست آسیب دیده را با دست سالمش حمایت کند ومی توانیم با سه باندی که به ترتیب بین دست و لگن، بازو و سینه و آرنج و قفسه سینه بسته می‌شود، دست را کاملاً به قفسه سینه محکم کنیم و از ایجاد حرکت بیشتر جلوگیری کنیم.

شکستگی ترقوه

علامت شکسته شدن ترقوه، حرکت نکردن دست فرد مجروح است. گاهی سر به سمت عضو شکسته شده خم می‌شود و مصدوم اظهار درد می‌نماید، که بهتر است فرد هر چه زودتر فوریتهای پزشکی را خبر کند.    
معمولاً شکستگی‌های ترقوه می‌تواند هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم اجاد شود.
علائمی که وجود دارد درد و حساسیت در ناحیه‌ی دچار شکستگی است. مصدوم معمولاً دستی که طرف قسمت آسیب دیده است را نمی‌تواند حرکت دهد. ممکن است که ما تغییر شکل در قسمت ترقوه ای که دچار شکستگی شده است، ببینیم.      
بی حرکت نگاه داشتن ترقوه صدمه دیده بسیار مهم است. کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که دستی که در طرف شکستگی قرار دارد را به روی سینه قرار دهیم و بالشتگی بین دست و قفسه سینه قرار دهیم. معمولاً انگشتان باید روی شانه سمت آسیب ندیده و سالم قرار بگیرد. بعد می‌توانیم از یک باند پهن استفاده کنیم و کاملاً دست را به قفسه سینه فیکس کنیم.

 

کلاه ایمنی و آسیبهای سر و گردن

بنا بر قوانین راننگی استفاده از کلاههای ایمنی برای موتور سیکلت سوارها و دوچرخه سوارها ضروری است است. کلاه ایمنی هم راننده را از ذرات منتشر شده در هوا محافظت می‌کند و هم سر و صورت را از خطرهای احتمالی مصون می‌دارد. از این گذشته استفاده از کلاه ایمنی در هنگام رانندگی با موتور سیکلت و یا دوچرخه نشانه‌ی نظم و انضباط اجتماعی راننده می‌باشد

 

فکر می‌کنید چه نوع کلاهی مناسب است؟

یک نوع ازکلاهها، کلاهی است که فقط قسمت سر و صورت را می‌پوشانند و به کلاه هواپیمایی یا کلاه پلیس معروفند. نحوه‌ی به سر گذاشتن این کلاه مهم است و استفاده از عینک دودی هم ضروری به نظر می‌رسد.     
نوع دیگر کلاههای ایمنی به کلاه تکمیل معروف است. کلاههای تکمیل قسمت جلوی صورت و فک را نیز می‌پوشاند. جنس این کلاهها معمولاً سخت‌تر است و چون جلوی چشم با شیشه گرفته می‌شود، استفاده از عینکهای غیر طبی ضرورت ندارد.

به هر حال موقع خرید کلاه ایمنی چند نکته را به خاطر داشته باشید.

١- کلاه گوشها را تحت فشار قرار ندهد و سر کاملاً راحت و آزاد باشد. هنگام تصادفات گاه دیده شده است که کلاه به قدری تنگ بوده است که بیرون کشیدن سر مصدوم از کلاه مشکل می‌باشد. البته گشادی بیش از اندازه هم مورد نظر نیست.     
۲- در صورت استفاده از عینک، کلاه ایمنی باید به اندازه عینک جا داشته باشد.
۳- لبه پشتی کلاه باید کمی بالا باشد، بطوریکه وقتی سر را به عقب می‌کشیم با مهره‌های گردن تماس پیدا نکند. در واقع پشت کلاه ایمنی باید به حدی جا داشته باشد که فرد دیگری بتواند آن را به آسانی و بدون گرداندن ستون فقرات از روی سر مصدوم بردارد.        
باید به خاطر داشت زمانی که مصدوم بیهوش شده است باید از حرکات اضافی گردن جلوگیری کرد.

صدمات سر

سر عضوی است که امکان دارد در سوانح تحت آسیبهای جدی قرار بگیرد. بنابراین لازم است فردی که با یک مصدوم آسیب دیده از ناحیه سر، روبرو می‌شود با نشانه‌ها و علائم ضربه به سر آشنا باشد.
اصولاً صدماتی که به سر وارد می‌شود ممکن است از یک بریدگی یا خراشیدگی ساده تا یک ضربه شدید که منجر به شکستگی جمجمه شده است، باشد و یا صدمه وارده منجر به خونریزی شود که در هر یک می‌تواند علائم مختلفی را ایجاد کند.   
مغز به جهت اینکه یک عضو پیچیده ای است می‌تواند به دلیل صدماتی که به سر وارد می‌شود، علائم مختلفی را ایجاد کند. ازجمله استفراغ، حالت تهوع، آب آوردگی، فلج و بی حسی، کاهش سطح هوشیاری و نهایتاً می‌تواند منجر به مرگ هم بشود.          
فرد باید در مواجهه با کسی که از ناحیه سر آسیب دیده است به یک سیری علائم توجه کند و با دیدن این علائم قطعاً باید مصدوم را به اولین مرکز درمانی برساند تا اقدامات لازم برای نجات فرد صورت گیرد.          
علائم و نشانه هایی که در تشخیص به فرد امدادگر کمک می‌کند این است که مصدوم ممکن است دچار کاهش سطح هوشیاری شود. تهوع و استفراغ هم از علائم شایع است که بعد از ضربه به سر اتفاق می‌افتد. تشنج‌های شدیدی که این افراد بلافاصله و یا بعد از مدتی پیدا می‌کنند از علائم آسیب دیدگی سر است. از علائم دیگر حالت خواب آلودگی و اختلال حافظه است و با توجه به شدت ضربه وارده ممکن است ترشحات و یا حتی آب شفاف از گوش و بینی فرد مصدوم خارج شود.
عدم تعادل در راه رفتن فرد مصدوم نیز علامت مهمی است. همچنین تقلیل تعداد ضربان قلب و تنفس مصدوم یک علامت هشدار دهنده است. فرد مصدوم ممکن است دچار سردردهای شدید و یا یک سری مشکلات چشمی بشود. مهمترین علامتی که می‌توان در چشم بیمار مشاهده کرد، عدم تقارن مردمکهاست. یعنی اندازه مردمکها متفاوت می‌شود.

در ضربه به سر، یک سری اقدامات اولیه را باید انجام دارد:

- اگر فرد نیاز به احیاء تنفسی دارد، اقدام به احیای تنفسی کنیم. حتماً باید به راههای هوایی توجه شود.
باید توجه کنیم که آیا به مهره‌های گردنی صدمه وارد شده است یا خیر.
اگر فرد دچار تشنج شده است حتماً سعی کنیم او را روی زمین قرار دهیم و از سر و گردن مصدوم محافظت کنیم. ولی نباید مانع حرکت دست و پای مصدوم که شدیداً در حال لرزش است، شویم. چرا که این کار می‌تواند باعث شکستگی شود و یا اگر دندانهایش به جهت تشنج قفل شده است به هیچ وجه نباید سعی کرد که دهان مصدوم را به هر وسیله ای باز نگه داریم. 
فرد مصدوم را با توجه به شدت جراحات وارده به اولین مرکز درمانی برسانیم.

شکستگی فک و گونه

استفاده از کمربند ایمنی به خصوص در مسافرتهای خارج از شهر بسیار مهم و ضروری است. در بسیاری از موارد دیده شده است که ترمزهای ناگهانی در تصادفات نه چندان مهم، باعث جلو رفتن سر و آسیب دیدن فک و صورت شده است.      
شکستن استخوانهای صورت در بین موتور سیکلت سوارها بسیار رایج است ولی به ندرت دیده شده که موتور سوارانی که از کلاه ایمنی استفاده می‌کنند دچار شکستگی فک و گونه شوند.
موتور سیکلت سواران باید توجه داشته باشند که استفاده از کلاه ایمنی بخاطر حفظ سلامتی خود آنان است. تحقیقات نشان داده است که کلاه ایمنی احتمال خطر ضربه مغزی و شکستگی فک و گونه را تا ٨٠٪ کاهش می‌دهد.

مؤثرترین کمکهای اولیه به یک فرد مصدوم:

- مجروح را بی جهت حرکت ندهید.   
از باز بودن راههای تنفسی و ضربان نبض فرد اطمینان پیدا کنید.   
اگر علائم شکستگی در فک یا گونه مشاهده کردید فوراً با یک تکه پارچه، استخوانهای صورت را ثابت کنید.

طرز صحیح بیرون کشیدن کلاه ایمنی فرد مصدوم:

حرکت باید از عقب به بالا صورت بگیرد و در حین بیرون کشیدن کلاه ، باید یک دست زیر سر مصدوم قرار بگیرد.           
آزمایشهای علائم حیاتی در هر شرایطی لازم است.

نشانه‌های شکستگی فک و گونه:

١- فرد مصدوم قادر به صحبت کردن نیست.   
۲- خونریزی از دهان یا گونه    
۳- نامرتب شدن دندانها          
۴- تورم فک    
نکته مهم اینکه در نگاه اول، آسیب دیدگی ناشی از ضربه وارده بر اثر حوادث به افراد، مخصوصاً کودکان ساده به نظر می‌رسد.

در حالتی که بیهوشی برای فرد پیش می‌آید باید با دیدن نشانه‌ها فوراً فرد را تحت مراقبتهای پزشکی قرار داد. این نشانه‌های مهم و حیاتی عبارتند از:

١- خواب آلودگی و یا رفتار غیر طبیعی
۲- بالا آوردن غذا        
۳- سر درد      
۴- اختلال دید

در ۲۴ ژوین ۱۹۸۴ نام شهر کوچکی به اسم Solferino در استان Mantoue واقع در شمال ایتالیا در تاریخ برای همیشه ثبت شد. این در زمانی بود که ارتش franco-pemontaise به سرکردگی ناپلیون سوم اطریشیان را شکست داد. این جنگ خونین هزاران مجروح داشت که معالجه نکردن انان منجر به مرگشان شد.    
یک سویسی به نام Henry Dunant که شاهد این تراژدی بود به کمک افراد محلی در صدد کمک به مجروهان برامد. او بدون تعصب و تبعیض به یاری مجروهان هر دو سپاه شتافت. اولین داوطلبین این کمک به مجروهین جنگی فریاد میزدند Tutti fratelli یعنی ما همگی برادریم.
Henry Dunant در بازگشت اولین خبر جنگی خود را به نام خاطره ای از سولفرینو نوشت و در ان نفرت انگیز بودن جنگ را خاطر نشان کرد.
از ان زمان به بعد هزارن فرد سرباز یا غیر سرباز و زندانیان حق این را یافتند تا برای اینکه لحظات ازمایشهای سخت و دردها کمتر ظالمانه باشند از این حرکت برادرانه یا کمک برخوردار شوند.
ایده Henry Dunant منجر به تشکیل کمیته ای ۵ نفره در سویس برای بررسی امکانات اجرای عملیات کمک رسانی به مجروحین جنگی شد.          
یک کنفرانس بین امللی در ژنو انجام شد و ۱۶ کشور که یکی از انها کشور فرانسه بود در این کنفرانس حضور یافتند. انان تصمصم گرفتند که در هر کشور کمیته‌های کمک رسانی تشکیل دهند و یک نشان و علامت نیز برای این کمیته‌ها انتخاب کردند : صلیبی سرخ بر زمینه ای سفید.
این دولتها همچنین قوانینی بین المللی در مورد اسرای جنگی که در جنگ شرکت نمی‌کنند وضع کردند که تحت عنوان کنوانسیون ژنو که اولین انها در ۲۲ اوت ۱۸۶۴وضع شد معروفند.
جایزه صلح نیز توسط کارخانه دار سویدی (۱۸۳۳-۱۸۹۶) Alfred Bernhard Nobel ایجاد شد و در قوانین ان قید شده بود که این جایزه میبایست هر سال به افرادی که در برادری بین ملت‌ها سهم بسزایی داشته و تلاش کرده اند اهدا شود.  
تنها جایزه صلح نوبل در زمان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۷ به کمیته بین المللی صلیب سرخ اهدا شد و همچنین در سال ۱۹۴۴ این کمیته به خاطر تلاش بی وقفه در طول جنگ جهانی دوم باری دیگر جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.    
در سال ۱۹۶۳ یا صدمین سال تاسیس صلیب سرخ جایزه صلح نوبل به کمیته بین المللی صلیب سرخ و مجمع متحد صلیب سرخ و هلال احمر که امروزه فدراسیون بین المللی مجتمع صلیب سرخ و هلال احمر میباشد تعلق گرفت.           
نارسایی و ناراحتی قلب           
چگونه متوجه ناراحتی قلبی بشویم؟   
فردی که دچار ناراحتی قلبی میشود شکایت از دردهای شدیدی در قفسه سینه خواهد کرد که همانند منگنه ای او را میفشرد. مضطرب است. همچنین ممکن است دردی در بازو یا در پشت قفسه سینه یا فک یا شکم داشته باشد.           
چه باید کرد؟   
باید به او پیشنهاد داد که دراز بکشد مگر اینکه خود او حالت دیگری را ترجیح بدهد.
سپس باید از او پرسید که از چه زمانی دردش اغاز شده است و ایا اولین بار است که چنین دردی را دارد یا خیر. در صورتیکه قبلا هم دچار این درد گشته ایا دارویی استفاده میکرده است؟ ایا تحت مداوا و زیر نظر پزشک میباشد؟ ایا تا به حال در بیمارستان بستری شده است؟ جواب این سوالها میتواند برای توضیح دقیق به پزشک اورژانس و کمک بهتر و سریعتر موثر باشد.
تا رسیدن پزشک یا انتقال بیمار به بیمارستان در صورتیکه برای اینگونه دردها دارویی میخورده است ان دارو را به اندازه ای که توسط پزشک تجویز شده به اوبدهید ولی بهیچوجه سعی نکنید که سرخودی خود دارویی برای رفع دردها به او بدهید. تا رسیدن پزشک و یا امبولانس در کنار او بمانید.
از کار ایستادن قلب     :
شخصی که دچار سکته قلبی شده در حالت بیخودی فرو میرود و عکس العملی نشان نمیدهد و هرگاه از او سوال کنید جواب نداده و نفس هم نمی‌کشد.          
از کار ایستادن قلب در بزرگسالان اغلب بعد از توقف تنفس و یا انفارکتوس پیش میاید.
چه باید کرد؟   
فرد در حالت بیخودی بوده و عکس العملی نشان نمیدهد.      
ارام و با احتیاط سر او را نظیر شکل زیر به عقب کشیده و چانه اش را به طرف بالا بگیرید تا مانع از افتادن زبان به عقب و گلو شده و تنفس را مشکل کند. داخل دهان او را نگاه کنید تا اگر چیزی نظیر پروتز یا دندان مصنوعی دارد ان را در اورید.
از تنفس نکردن مطمین شوید. دقت کنید و اگر شکم و سینه ان شخص بالا و پایین نمیشود و هیچگونه صدای نفسی و دمی مشاهده نمیگردد یعنی عمل تنفس متوقف گشته است. اگر شخص دیگری حضور دارد از او بخواهید که بلافاصله برای خبر کردن پزشک و امبولانس اقدام کند و در غیر اینصورت خود اینکار را بکنید.        
تا قبل از رسیدن انان اقدام به دادن تنفس مصنوعی کنید. با هر دمی که در دهان او میدمید قفسه سینه اش بالا خواهد امد.     
اگر با تنفس مصنوعی عکس العملی مشاهده نکردید تنفس دادن و ماساژ قلب را تواما انجام دهید.
برای اینکار ۱۵ بار برقسمت تحتانی قفسه سینه در زیر محل تلاقی دنده‌ها و هر دقیقه ۱۰۰ بار فشار دهید.
بعد از هر ۱۵ بار فشار بر قفسه سینه دوبار عمیقا در دهانش بدمید و بلافاصله دوباره ۱۵ بار برقسمت تحتانی قفسه سینه همانند قبل فشار دهید. مرتبا دقیقه ای یکبار دقت کنید تا بینید که ایا فرد عکس العملی نشان میدهد یا خیر و اگر باز هم تنفس نمیکرد این روش را ادامه دهید.
روش تنفس دهان به دهان       :
با یک دست چانه را به طرف بالا کشیده و با انگشت شصت دهان را باز کنید. دست دیگر را روی پیشانی قرار داده و سر را بعقب کشیده و با انگشتان منافذ بینی را همانند گیره ای برای مانع شدن خروج هوا محکم ببندید. دهانتان را بر روی دهان شخص قرار داده و هوا را به تدریج در دهان او تا بالا امدن قفسه سینه بدمید. سپس دهانتان را از روی دهان او برداشته صاف بنشینیدو نفس بکشید و منتظر شوید تا قفسه سینه فرد دوباره خالی از هوا شود و فرو رود. این عمل را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهید.(عکسهای تنفس دهان به دهان را بالاتر مشاهده میکنید.
در زمانی که فرد شروع به نفس کشیدن کرد او را به پهلو قرار دهید. زانو زده و پاهای او را در کنار هم قرار دهید. بازوی او را که به شما نزدیکتر است در زاویه راست بدنش قرار داده و ارنجش را در حالیکه کف دستش رو به بالاست خم کنید.        
پشت دست دیگرش را بفل گوش او که در سمت شما میباشد قرار دهید. اینکار برای ثابت نگاه داشتن سر و مانع شدن از خطر صدمه دیدن مهره‌های پس گردن میباشد.
با دست دیگر خود پای دیگر او را گرفته زانویش را خم کرده و بلند کنید و به ارامی در حالی که زانویش را به سمت خود میکشد و در حالیکه دست او را همچنان که در کنار گوشش قرار داده اید و بدون اینکه سرش حرکت کند بدن او را چرخانده و او را به پهلو قرار دهید.
زانوی خم شده را طوری قرار دهید که زاویه ای مستقیم با باسن داشته باشد و طوری بر زمین تکیه کند که ثابت بوده و مانع حرکت وی شود و دهانش را باز بگذارید.   
توجه داشته باشید که هرگز زمانی که شروع به نفس کشیدن کرد و تا زمانی که هنوز بخود نیامده است هرگز او را به پشت نباید نگاه دارید بلکه همانطور که بالاتر توضیح داده شد باید او رد به پهلو قرار دهید.

روش ماساژ دادن قلب :           
برای ماساژ دادن قلب حتما باید فرد را روی محلی صاف و سخت نظیر چوب یا زمین قرار داد و نه روی تختخواب.           
درکنار فرد و نزدیک قفسه سینه او زانو زده و تکمه‌های لباس او را باز کنید بطوری که قفسه سینه کاملا لخت باشد.           
قسمت پایین یک کف دست خود را بدون اینکه فشاری وارد کنید در نیمه پایینی قفسه سینه قرار داده و دست دیگر خود را در قسمت بالای قفسه سینه و به طوری که انگشتان روی قفسه سینه گذاشته نشوند. سپس بدون اینکه دستهایتان را از روی قفسه بردارید در هر دقیقه و منظما ۱۰۰ بار بر روی قفسه سینه فشار وارد کنید. بعد از هر ۱۵ بار که این عمل را انجام دادید دو بار تنفس دهان به دهان به گونه ای که بالاتر گفته شد بدهید.         
بیهوشی و اغما
فردی که در حالت بیخودی و بیهوشی و یا اغماست نه قادر است که به سوالاتی ساده نظیر صدای مرا میشنوید؟ چه اتفاقی افتاده؟ جواب دهد ونه به انچه که به او گفته میشد نظیر چشمهایتان را
باز نید و یاذدست مرا بفشارید عمل کند.        
چه باید کرد؟   
همانگونه که در بالاتر برای فردی که دچار نارحتی قلبی توضیح داده شده باید عما شود و اورا به همان صورت به پهلو و دهان باز دراز کرده و برای اینکه راحتتر تنفس کند دکمه‌های پیراهن او را در قسمت قفسه سینه باز کنید.           
سوختگی
چه بایدکرد     
به مدت ۵ دقیقه محل سوختگی را بدون مالش ان در زیر اب سرد قرار دهید.
اگر قسمت سوخته شده در زیر لباس قرار گرفته لباس را از تن شخص در اورید مگر اینکه لباس بر اثر سوختگی به بدن چسبیده باشد.     
اگر وسعت سوختگی زیاد است و یا طاول هایی بیش از وسعت کف دست فرد وجود دارند سوختگی مهم به حساب میاید و میبایست شخص را از سمتی که سوخته نشده دراز کرد. اما اگر مشکل تنفسی دارد او را به حالت نیمه نشسته قرار داده و بلافاصله اتش نشانی و امبولانس و پزشک را مطلع کنید و تا رسیدن انان مراقب فردی که دچار سوختگی شده باشید.     
اگر سوختگی از اهمیت زیادی بر خوردار نیست میتوان محل سوختگی را برای التیام درد بیشتر از ۵ دقیقه در زیر اب سرد قرار داد. اما مراقب باشید و اگر محل سوختگی گرم بود و یا ورم کرد و یا پس از گذشت ۲۴ ساعت همچنان درد داشت میبایست به پزشک مراجعه کرد.   
چرا محل سوختگی را در زیر اب سرد میگیریم؟         
– این عمل باعث خنک شدن محل سوختگی میشود  
– درد سوختگی را التیام میدهد         
– در صورتیکه سوختگی با موادشیمیایی باشد مانع وسعت و عمیق شدن سوختگی میگردد
– در صورتیکه سوختگی مهم باشد حداکثر میبایست که محل سوختگی را ۵ دقیقه در زیر اب سرد قرار داد چون بیشر از ۵ دقیقه منجر به سرد شدن بدن فرد خواهد شد.       
خوردن مواد شیمیایی 
فرد را دراز کرده و بدون اتلاف وقت و سریعا گروه امداد را خبر کنید. 
– به هیچوجه هیچگونه نوشیدنی به شخص ندهید چون خطر استفراغ شخص و بالا اوردن ماده شیمیایی وجو دارد           
– به هیچوجه شخص را مجبور به استفراغ نکنید چون عبور مجدد ماده شیمیایی از مجراهای گوارشی زخمهای ایجاد شده را بیشتر و عمیقتر خواهد کرد.   
جراحت
چگونه جراحتی مهم را تشخیص دهیم؟          
اگر وسعت جراحت زیاد و جراحت الوده میباشد و یا جسمی خارجی در داخل جراحت است و یا جراحت روی شکم و یا سینه و یا چشم میباشد باید به ان اهمیت داده شده و جدی گرفته شود.
چه باید کرد؟   
بطور عموم بهتر است که شخص را دراز کنید و مانع تقلا و تلاش او شده و بگذارید استراحت کند.
گروه امداد را خبر کرده و تا رسیدن انان مراقب فرد باشید.    
موارد استثنایی :         
– اگر جراحت در قسمت قفسه سینه میباشد شخص را به حالت نیمه نشسته نگاه دارید تا مشکلی برای تنفس نداشته باشد.   
– اگر جراحت در ناحیه شکم میباشد فرد را دراز کرده و زانوهایش را برای تخفیف دادن درد و کمک به راحتتر تنفس کردن خم کنید.          
– اگر جراحت در چشم میباشد فرد را به پشت خوابانده و سر او را به عقب خم کرده و چشمش را ببندید.
کارهایی که هرگز نباید کرد :   
– ایستاده نگاه داشتن شخص  
– ضد عفونی کردن جراحت    
– بیرون کشیدن جسمی خارجی از جراحت    
– غذا و یا نوشیدنی دادن به فرد         
خفگی
گاهی به هنگام عمل بلع لقمه در گلو و یا مجرای تنفسی گیر کرده و تولید خفگی میکند و شخص نه قادر است نفس بکشد و نه صحبت و نه سرفه کند.      
چه باید کرد؟   
سریع پنج ضربه با کف دست به پشت شخص بزنید :   
پشت سر شخص که نشسته است یا ایستاده بایستید او را به طرف جلو خم کرده و در حالی که یک دست خود را روی قفسه سینه او قرار داده اید با دست دیگر خود پنج ضربه محکم به قسمت فوقانی پشت او مطابق شکل بزنید.           
در صورتیکه روش بالا موفقیت امیز نبود عمل Heimlich را انجام دهید :      
– مطابق شکل در حالی که پشت سر او قرار گرفته اید بازوهایتان را از زیر بازوهای او رد کنید
– یک دست خود را مشت کرده و بالای ناف او قرار دهید        
– دست دیکر خود را بر روی مشت خود قرار دهید     
– مشت خود راخیلی محکم به سمت خود و به طرف بالا فشار دهید   
این عمل را پنج بار تکرار کنید.           
عمل Heimlich باعث میشود تا فشار وارده بر بالای ناف فشار به شش‌ها وارد کرده و لقمه یا جسمی که در مجرای تنفسی گیر کرده به خارج پرتاب شود.
گرفتن مجرای تنفسی در نزد کودکان بیشتر از یکسال :         
به همان ترتیبی که در مورد بزرگسالان گفته شد ولی با احتیاط بیشتر عمل کنید و قدرت ضربه ای که وارد میکنید میباید مناسب با وزن و سن کودک باشد.        
گرفتن مجرای تنفسی در نزد نوزادان :
– نوزاد را به روی شکم و در حالیکه سرش کمی سرازیر است روی ساعد خود قرار داده و با دست خود ۵ ضربه به           
قسمت فوقانی پشت او بزنید   
– در همان حالتی که هنوز رو به شکم میباشد با انگشتان جسم را از دهان او بیرون بکشید و احتیاط کنید تا انگشتانتانرا در حلقش فرو نکنید.       
در صورتیکه با این عمل موفق به خارج کردن جسم نشدید :  
– نوزاد را به پشت روی پاها و ساعد خود قرار داده و سر او را به پایین خم کنید         
– با دو انگشت در وسط سینه و در زیر محل تلاقی دنده‌ها فشار دهید و توجه داشته باشید که روی محل تلاقی           
دنده‌ها فشار ندهید    
کمکهای اولیه به غریق بزرگسال :       
در صورتیکه غریق نفس نمیکشد بلافاصله گروه امداد را خبر کنید.    
تا رسیدن کمک غریق را روی زمین دراز کنید و همانطور که بالاتر برای کمک به فردی که دچار ناراحتی قلبی شده عمل کنید یعنی :        
تنفس دهان به دهان : 
با یک دست چانه را به طرف بالا کشیده و با انگشت شصت دهان را باز کنید. دست دیگر را روی پیشانی قرار داده و سر را بعقب کشیده و با انگشتان منافذ بینی را همانند گیره ای برای مانع شدن خروج هوا محکم ببندید. دهانتان را بر روی دهان شخص قرار داده و هوا را به تدریج در دهان او تا بالا امدن قفسه سینه بدمید. سپس دهانتان را از روی دهان او برداشته صاف بنشینیدو نفس بکشید و منتظر شوید تا قفسه سینه فرد دوباره خالی از هوا شود و فرو رود. این عمل را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهید.    
در زمانی که فرد شروع به نفس کشیدن کرد او را به پهلو قرار دهید. زانو زده و پاهای او را در کنار هم قرار دهید. بازوی او را که به شما نزدیکتر است در زاویه راست بدنش قرار داده و ارنجش را در حالیکه کف دستش رو به بالاست خم کنید.        
پشت دست دیگرش را بفل گوش او که در سمت شما میباشد قرار دهید. اینکار برای ثابت نگاه داشتن سر و مانع شدن از خطر صدمه دیدن مهره‌های پس گردن میباشد.        
با دست دیگر خود پای دیگر او را گرفته زانویش را خم کرده و بلند کنید و به ارامی در حالی که زانویش را به سمت خود میکشد و در حالیکه دست او را همچنان که در کنار گوشش قرار داده اید و بدون اینکه سرش حرکت کند بدن او را چرخانده و او را به پهلو قرار دهید.
زانوی خم شده را طوری قرار دهید که زاویه ای مستقیم با باسن داشته باشد و طوری بر زمین تکیه کند که ثابت بوده و مانع حرکت وی شود و دهانش را باز بگذارید    
توجه داشته باشید که هرگز زمانی که شروع به نفس کشیدن کرد و تا زمانی که هنوز بخود نیامده است هرگز او را به پشت نباید نگاه دارید بلکه همانطور که بالاتر توضیح داده شد باید او رد به پهلو قرار دهید.          
در صورتیکه غریق نفس میکشید :     
ماساژ دادن قلب :        
برای ماساژ دادن قلب حتما باید فرد را روی محلی صاف و سخت نظیر چوب یا زمین قرار داد و نه روی تختخواب.           
درکنار فرد و نزدیک قفسه سینه او زانو زده و تکمه‌های لباس او را باز کنید بطوری که قفسه سینه کاملا لخت باشد.           
قسمت پایین یک کف دست خود را بدون اینکه فشاری وارد کنید در نیمه پایینی قفسه سینه قرار داده و دست دیگر خود را در قسمت بالای قفسه سینه و به طوری که انگشتان روی قفسه سینه گذاشته نشوند. سپس بدون اینکه دستهایتان را از روی قفسه بردارید در هر دقیقه و منظما ۱۰۰ بار بر روی قفسه سینه فشار وارد کنید. بعد از هر ۱۵ بار که این عمل را انجام دادید دو بار تنفس دهان به دهان به گونه ای که بالاتر گفته شد بدهید.         
کمکهای اولیه به غریق نوزاد : 
۱ – در صورتیکه نوزاد نفس نمیکشد به او تنفس دهان به دهان و بینی بدهید.
دهانتان را طوری بر روی صورت نوزاد قرار دهید که هم در دهان و هم در بینی او همزمان بدمید. عمل نفس  
دمیدن
در دهان و بینی نوزاد باید سریعتر از دمیدن نفس در دهان بزگسالان بوده ولی ملایمتر باشد.
اگر بعد از دو دمیدن در دهان و بینی او نوزاد هنوز تنفس نمیکرد و یا به سرفه نیفتاد بلافاصله اقدام به ماساژ قلبی           
بکنید.
۲ – برای ماساژ دادن قلب نوزاد فقط باید دو انگشت به کار برد. در روی خطی فرضی که از زیر دو سر سینه هایش میگذرد با دو انگشت فشار دهید.       
سرعت این فشارها باید ۱۰۰ فشار در هر دقیقه باشد. بعد از هر پنج بار فشار در قسمت تحتانی قفسه سینه و زیر           
محل تلاقی دنده‌ها یکبار با دهان و همزمان در بینی و دهان او بدمید. این عمل را تا رسیدن گروه امداد ادامه دهید           
باز کردن راه هواییAir way 
اولین قدم باز کردن راه هوایی فرد است .در فرد بیهوش تمامی ماهیچه‌ها شل شده اند.عضلات زبان و گردن هم از این قاعده مستثنی نیستند و احتمال دارد که زبان به طرف حلق بر گردد و راه هوایی را مسدود کند .
کف دست را روی پیشانی مصدوم گذاشته و سر او را به طرف عقب بر گردانید . همزمان با این کار دست دیگر را زیر چانه او قرار داده و به سمت بالا فشار دهیدبه طوریکه دندانهای فک بالا و پایین در مقابل هم قرار گیرند . در صورت انجام صحیح این مراحل شما موفق به باز کردن را ه هوایی مصدوم خواهید شد .        
دادن تنفس مصنوعی Breathing    
پس از بازکردن راه هوایی باید از وضعیت تنفس مصدوم أگاه باشید.ابتدا قفسه سینه فرد را برهنه کنید.
اگر صورت مصدوم کبود و رنگ پریده باشد .   
نه جریان هوا از بینی و دهان فرد حس شو د و نه صدایی که نشانگر جریان هوا باشد به گوش برسد.
قفسه سینه حرکت نداشته باشد.        
تنفس وی قطع شده است و باید تنفس مصنوعی را آغاز کنید حتی اگر نتوانستید تشخیص دهید که فرد مذکورتنفس دارد یا نه نفس مصنوعی را آغاز کنید چون اگر فرد تنفس داشته باشد شما در هنگام تنفس مصنوعی متوجه می‌شوید. 
* تکنیک دادن تنفس مصنوعی *      
سررابه عقب متمایل کنید به صورتیکه دهان کمی بازتر باشد (نحوه باز کردن راه هوایی در مبحث قبل آمده است.)با انگشتان دستی که روی پیشانی مصدوم است سوراخهای بینی فرد را ببندید .
دهان خود را روی دهان مصدوم بگذارید بطوریکه , لبهای شما کاملا اطراف دهان اورا بگیرد.با یک بازدم عمیق هوارا وارد دهان فرد مصدوم کنید.همزمان از گوشه چشم خودبه قفسه سینه فردنگاه کنید وببینید آیا هنگامی که درون مجاری هوایی اومی دمید قفسه سینه بالا می‌رود یا نه ؟
وقتی قفسه سینه فرد بالا می‌آید تنفس را قطع کنید ودهان خود را از دهان فرد دا کرده و بینی اورا آزاد بگذارید و خودتان برا ی تنفس بعدی نفس بگیرید.         
هنگام تنفس موثر سینه وشکم مصدوم بالاو پایین می‌آید , احیاگر حس می‌کند که بادکنکی را پر میکند و پس از دمیدن حجم معینی , مقابل ورود هوای اضافه‌تر مقاومت احساس میکند .به تدریج رنگ پوست فرد از زردی و کبودی به صورتی تغییر می‌یابد

احادیث مربوط به امداد و امداد رسانی:

قرآن: و من احیاها فکانّما احیا الناس جمیعاً:  هرکس یک تن را زنده کند مانند آن است که همه مردم را زنده کرده است.

تفسیر: قلت لابی جعفر(ع): قول الله فی کتابه «ومن احیاها فکانّما احیا الناس جمیعاً» ـ ؟ قال: من حرق او غرق..: به امام باقر(ع) گفتم: مراد از سخن خدا در قرآن که می‌فرماید «هر کس که یک تن را زنده کند مانند آن است که همه مردم را زنده کرده است» چیست؟

 

 

فرمود: نجات دادن از حوادثی مانند آتش سوزی، غرق شدن..

اگر از من بپرسند بهترین و افضل‌ترین حرفه و شغل کدام است بی­درنگ می­گویم «عضویت در گروه امداد». اگر شما نیز همراه من حدیث‌هائی را که در اینجا می‌آورم مشاهده کنید با من همعقیده خواهید شد. تأیید و تشویقی که در اسلام برای امدادگری آمده در مورد هیچ شغل و حرفه‌ای نیامده است مگر تعلیم دانش. اما تعلیم در اسلام به عنوان یک حرفه و شغل شناخته نمی­شود.

 

قال امیرالمومنین(ع): من ردّ عن المسلمین عادیة ماءِاو عادیة نار، او عادیة عدوّ مکابر للمسلمین، غفرالله له ذنبه:[۳]علی(ع) فرمود هر کس طغیان آب (سیل)، یا فراگیری آتش، سلطه دشمن زورگو، را از مسلمانان دفع کند خداوند گناهانش را می‌بخشد.

 

توضیح: سیل و حریق به عنوان مثال ذکر شده‌اند و مقصود نجات دادن مسلمان از هر حادثه ناگوار است.

 

عن ابی عبدالله(ع) قال: ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الاخذله الله فی الدّنیا و الاخرة:[۴]امام صادق(ع) فرمود: هر مومنی برادر مومنش را در چنگال حادثه‌ خوار بگذارد، در حالی که می‌توانست او را مدد رساند، خداوند او را دردنیا و آخرت خوار می‌کند.

 

عن الصادق(ع) عن آبائه(ع): قال رسول الله(ص): کل معروف صدقة و الدّالّ علی الخیر کفاعله، و الله یحبّ اغاثة الّهفان:[۵]امام صادق(ع) از نیاکانش(ع): پیامبر اکرم(ص) فرموده است: هر نیکوکاری صدقه است، راهنمائی کننده بر نیکی مانند انجام دهنده آن است، و خداوند دوست دارد امداد مدد جویان را.

توضیح:

۱ـ اصطلاح صدقه آن معنای زیبا را که در لسان اهل بیت(ع) دارد، در فرهنگ عمومی ما ندارد. صدقه یعنی نیکوترین نیکوکاری. که در اصطلاح ما تنها به کمک‌های مالی ناچیز گفته می‌شود که مصداق از مصادیقی صدقه است.

 

۲ـ در این حدیث ابتدا با بیان کلّی هر نیکوکاری تمجید شده است آنگاه دو کردار به طور ویژه نام برده شده: دیگران را به نیکوئی‌ها راهنمائی و تشویق کردن و امداد رسانی. اما در مورد امداد رسانی کلمه «یحبّ: دوست می‌دارد» آمده که حاوی عمیق­ترین و زیباترین رابطه خدا با خلقش است.

 

۳ـ معروف و نیکوکاری عام است، و در مرحله دوم هدایت به نیکی‌ها نیز عام است. و امدادرسانی خاص است و این به اصطلاح «ذکر الخاص بعد العام» نشان دهنده رجحان امدادگری بر همه نیکی‌هاست.

 

قال النّبی(ص): الا و من فرّج عن مومن کربة من کرب الدنیا فرّج الله عنه اثنین و سبعین کربة من کرب الاخرة، و اثنین و سبعین کربة من کرب الدّنیا اهونها المغص:[۶]رسول خدا(ص) فرمود: آگاه باشید کسی که مومنی را از حادثه ناگوار نجات دهد خداوند او را از هفتاد و دو بلا در آخرت و از هفتاد دو بلا در دنیا نجات می‌دهد که آسانترین آنها بیماری «سخت علاج» دستگاه گوارش است.

 

قال رسول الله(ص): من اغاث اخاه المومن حتّی یخرجه من همّ و کربة و ورطة، کتب الله له عشر حسنات، و رفع له عشر درجات، و اعطاه ثواب عتق عشر نسمات، و دفع عنه عشر نقمات، و اعدّ له یوم القیامة عشر شفاعات:[۷]رسول خدا(ص) فرمود: کسی امداد کند مؤمنی را و او را از گرفتاری و پیش آمد بد، و ورطه خطر رهائی بخشد. خداوند برای او ده حسنه می‌نویسد: و او را ده درجه ارتقاء می‌دهد، و ثواب آزاد کردن ده برده را به او می‌دهد، و دفع می‌کند از او ده بلا را، و در روز قیامت برای او ده مورد شفاعت در نظر می‌گیرد.

 

آیه‌ای که در آغاز این مبحث آمد و حدیث‌ها در پیرو آن، امداد رسانی را در یک بستر عام و شامل هر مکان و هر زمان, در هر شرایط و در هر حادثه، سفارش می‌کنند: در صحرا و دشت، جاده‌ها، کوچه و بازار، محیط خانه و همسایگی، محیط کار فردی، محیط کار گروهی. دراین سفارش‌ها عمل انسانی امدادگری با بیان همه جانبه تا جائی که الفاظ بشری کاربرددارند، تمجید شده است.

 

اغاثه در عین اینکه عبادت است، کار خدا نیز هست. و با بیان دیگر: عبادت، دو نوع است. نوع اول پرستش ونیایش است که فقط کار انسان است وخداوند ازآن منزًه است مانند سجده، رکوع و… ونوع دوم عملی است که اگر انسان آن را انجام دهد عبادت است و اگر خدا آن را انجام دهد ربوبیّت است.

 

یکی از نام‌های خداوند «غیاث المستغیثین» است، خداوند امدادگر است و ـ از حدیث شنیدیم که ـ امدادگر را دوست دارد. امدادگر حبیب خداست.

 

منش‌ها و کردارهائی هستند خیلی تمجید شده‌اند مانند عدالت. اما این جمله را از قرآن و اهل بیت نشنیده‌ایم که اگر کسی در یک مورد عدالت و دادگری نکند مسلمان نیست، یا اگر کسی تنها یک بار ستم کند دیگر مسلمان نیست، لیکن در مورد امداد رسانی این موضوع به صورت یک اصل در آمده است که:

 

عن موسی ابن جعفر(ع) عن آبائه ـ علیهم السلام ـ قال: رسول الله صلی الله علیه واله: من اصبح لا یهتّم بامور المسلمین فلیس من الاسلام فی شییء، ‌و من شهد رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس من المسلمین:[۸]امام کاظم(ع) از نیاکانش از رسول خدا(ص) که فرمود: هر کس صبح کند و در اندیشه امور مسلمانان نباشد بهره‌ای از اسلام ندارد، و هر کس مشاهده کند که شخصی صدای امداد خواهی از مسلمانان سر داده است به او امداد نرساند از مسلمانان نیست.

 

توضیح: کسی که نسبت به خوشبختی و بدبختی مسلمانان بی­تفاوت باشد او مسلمان نیست. این اصل مسلم است در میان همه ملل و جامعه‌ها و به اسلام اختصاص ندارد هر ملتی در مورد افراد خودش همین نظر را دارد. امّا هیچ آئینی این بها و ارزش را به امداد رسانی نداده است که فرد بی­تفاوت به امداد رسانی را از عضویت جامعه خود کنار کند. و این اختصاص به اسلام دارد. به ویژه پیام «و من احیاها فکانّما احیا الناس جمیعا» حتی در درون خود اسلام نیز در مقایسه با سایر اعمال فروع دین، مخصوص امداد رسانی است که در مورد نماز نیز با آن ارزش و اهمیتش چنین پیامی نیست.

 

شرایط شخص مددجو:

اسلام اومانیسم نیست و انسان فاقد انسانیت را فاقد ارزش و مانند حیوان «بل هم اضلّ سبیلاً»[۹]می داند. لیکن در مورد امداد رسانی هیچ شرطی را تعیین نمی­کند. آیه از این جهت مطلق است و احیای نفس را به هیچ شرطی مقید نکرده است. همینطور حدیث اول. در حدیث چهارم نیز جمله «والله یحب اغاثة اللّهفان» مطلق و بدون قید و شرط است. و در حدیث هفتم لفظ «رجلاً» با نوعی «تنکیر» آمده شامل هر کس می‌شود.

 

 

مددجو هر کس با هر شرایط باشد باید به کمکش شتافت.

در حدیث دوم عبارت «من ردّ عن المسلمین» و در حدیث سوم لفظ «اخاه» و در حدیث پنجم «من فرّج عن مومن» و در ششم «اخاه المومن» با قید مومن و مسلمان آمده است.

 

در چهار حدیث مقید و در آیه و سه حدیث مطلق آمده است. در این گونه موارد اگر موضوع و حکم در همه «واحد» باشند باید مطلق را بر مقید حمل کرد و همه را مقید دانست. اما در بحث ما نه وحدت موضوع وجود دارد و نه حکم واحد است. حدیث­هایی که قید مسلمانان یا مؤمن را گذاشته­اند حکم را نیز موکّد و مشروح دارای فقرات متعدد آورده­اند. حدیث­های مطلق تنها به ضرورت امداد حکم کرده­اند. و تعارض در میان­شان نیست زیرا در تعارض وحدت موضوع و محمول شرط است.

 

و اینک دو حدیث مطلق دیگر همراه با یک حدیث مقید:

عن ابی عبدالله(ع) قال: اربعة ینظر الله عزّوجّل الیهم یوم القیامة: من اقال نادماً اواغاث لهفان، او اعتق نسمةً، او زوًج عزباً:[۱۰] امام صادق(ع) فرمود: خداوند در روز قیامت به چهار شخص توجه خاصی خواهد داشت: کسی که بخاطر شخص پشیمان معامله را اقاله کند، و کسی که به شخص حادثه دیده‌ای امداد کند، و کسی که برده‌ای را آ‌زاد کند، و کسی که فرد مجردی را متأهل کند.

 

توضیح: چهارکردار در این حدیث ردیف شده­اند اما ردیف شدن‌شان دلیل ارزش مساوی آنها نیست. زیرا اقالة پشیمان وآزاد کردن یک برده یا تزویج یک فرد عزب هرگز به پای امداد رسانی نمی‌رسد به طوری که در حدیث دیگر دیدیم تنها یکی از ثواب‌های ردیف شده برای اغاثه مومن، ثواب آزاد کردن ده برده، بود.

 

قال امیرالمومنین(ع): من کفارات الذّنوب العظام اغاثة الملهوف و التّنفیس عن المکروب:[۱۱]علی(ع) فرمود: یکی از کفاره‌های گناهان کبیره، امداد رسانی به امدادجو، و نجات دادن از حادثه ناگوار، است.

 

عن ابی عبدالله(ع) قال: من اغاث اخاه المومن اللّهفان الّهثان عند جهده فنفّس کربته، او اعانه علی نجاح حاجته کانت له بذلک اثنتان و سبعون رحمة لافزاع یوم القیامة و اهواله:[۱۲]امام صادق(ع) فرمود: هر کس امداد رساند به برادر مومن خود که دچار حادثه شده و مدد می‌جوید، و برطرف کند گرفتاری او را، یا کمک کند به او برای برطرف شدن نیازش، خداوند برای او هفتاد و دو رحمت در نظر می‌گیرد برای درماندگی و بی‌چارگی‌های روز قیامت.

 

 

مراحل مربوط به امداد رسانی در بلایای طبیعی

الف: آمادگی و انتظار

این مرحله قبل از وقوع حادثه می‌باشد که برای به حداقل رساندن خسارات آن در نظر گرفته می‌شود که شامل فعالیتهای زیر می‌باشد.

۱-  آموزش افراد جامعه: مهمترین مسئله قبل از وقوع بلایای طبیعی جهت کاهش خسارات جانی و مالی میزان آگاهی افراد جامعه از حوادث و نحوه برخورد با آن می‌باشد.

۲- تربیت نیروی انسانی متخصص : قبل از وقوع حوادث باید نیروی انسانی مناسب را آموزش داده و همیشه جهت امدادرسانی به منطقه حادثه دیده آماده نگه داشت.

۳- ساخت بناها در منطقه مناسب و به صورت استاندارد:

جهت ساخت بنا در منطقه مناسب می‌توان از کارشناسان زمین شناسی استفاده نمود و محل مناسب را انتخاب کرد یا در صورت نیاز به ساخت بنا در این نقاط با استفاده از استانداردهای موجود ساختمان را محکم بنا کرد.

۴-  تکمیل و آماده نگه داشتن وسایل امداد و نجات :

جهت تکمیل وسایل امداد رسانی بایستی همیشه با شرکتهای سازنده این گونه تجهیزات در ارتباط بوده و بتوان وسایل مورد نیاز را تهیه نمود. بعضی از وسایل و تجهیزات امدادی نیز نیاز به نگهداری ویژه ای دارند و بایستی در مکانهای مناسب نگهداری شوند و طی مدتی دوباره بررسی و آزمایش شوند تا از سالم بودن و کارآیی آن مطمئن شد.

ب : اعلام خطر

اعلام خطر هنگام یا بعد از وقوع حادثه می‌باشد و ممکن است به صورتهای زیر از وقوع آن مطلع شویم:

۱- سانحه در نزدیک یا در منطقه ما روی می‌دهد.

۲-  از طریق چارت بندی امدادی

۳-  اطلاع یافتن از طریق رسانه‌ها مانند رادیو، تلویزیون و …

ج: عملیات امداد و نجات

 پس از وقوع حادثه هم زمان و یا قبل از ورود نیروهای امدادی از شهرهای مجاور عملیات امداد و نجات  انجام    می‌پذیرد و شامل مراحل زیر می‌باشد:

۱٫ برقراری ارتباط با شهرهای پیرامون:

پس از وقوع حادثه مدیریت حوادث در منطقه آسیب دیده باید با در نظر گرفتن نوع خسارات و تلفات احتمالی و نیازهای مردم با شهرهای پیرامون تماس گرفته و در خواست کمک نماید.

در سازمان امداد کشور شهرها و یا استانهای معین ( جفت ) وجود دارد که در صورت دریافت خبر به حالت آماده باش درآمده و در صورت نیاز به منطقه اعزام می‌گردند و یا فقط کمکهای خود را از قبیل چادر، مواد غذایی و … ارسال می‌کنند.

۲٫ تلاش برای مهار سانحه:

در حوادث و سوانح یکی از عوامل ایجاد خسارت که در زلزله بیشتر می‌باشد آتش سوزی است که مدیریت سانحه در منطقه بایستی خود را برای مقابله و جلوگیری از آن آماده سازد که بهترین راه و اولین راه قطع جریان برق و گاز در این مناطق می‌باشد.

۳٫ عملیات جستجو و نجات:

در بعضی از عملیاتهای امدادرسانی نیاز به عملیات طولانی مدت نمی‌باشد زیرا بناها به طور کلی تخریب نشده یا آسیب جدی ندیده اند در این گونه موارد عملیات امدادرسانی بدین صورت انجام می‌گیرد که ابتدا افراد گروه امدادی به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند و هر کدام از افراد به بررسی نقاط مختلفی از منطقه آسیب دیده می‌پردازند و میزان خسارات وارده را بررسی و حتی الامکان برای هر خانوار شناسنامه امدادی تکمیل می‌کنند. کلیه ساختمانها باید از نظر قابل سکونت بودن مورد بررسی قرار گیرند. در صورت امکان سعی شود تا اقلام توزیعی بین آسیب دیدگان به یک اندازه باشد. به خاطر داشته باشید که افرادی نیز در منطقه آسیب دیده هستند که هیچ گونه خسارت مالی ندیده اند یا خسارت وارده به آنها ناچیز می‌باشد ولی آنها نیز از شما تقاضای کمک دارند. مراقب باشید که با این گونه افراد چگونه ارتباط برقرار نمایید تا در منطقه تنش ایجاد نشود . سعی کنید اعتماد افراد را نسبت به خود جلب کنید ولی به آنها دروغ نگویید یا قول بی اساس ندهید و در حیطه مسوولیتها و وظایف خود عمل کنید.

معمولا در این گونه حوادث پس از گذشت چند روز منطقه به حالت عادی خود با ز می‌گردد که در این موقع سازمانها و نهادهای دیگر نسبت به بازسازی و تعمیر بعضی از بناها که قابل سکونت نیستند اقدام خواهند کرد.

حال اگر سانحه وسیع باشد و تخریب بناها را در بر داشته باشد پس از وقوع آن عملیات جستجو ونجات افراد زیر آوار آغاز می‌شود که گروهای امدادی به تیم‌های مختلف تقسیم می‌شوند و هر تیم مسوول تجسس در قسمتی از منطقه می‌باشد در کنار گروه تجسس و نجات گروههای دیگری نیز فعالیت می‌کنند مانند کمکهای اولیه تریاژ ، پشتیبانی ، اطفا حریق و … که کار کلیه این گروهها وابسته به یکدیگر می‌باشد.

 ۴٫ تریاژ:

تریاژ به معنی تقسیم بندی افراد صدمه دیده در حادثه می‌باشد که برای هر مرحله ای متفاوت می‌باشد. جهت انجام اقدامات پزشکی برای مصدومان ابتدا یک تیم تریاژ تشکیل شده و مصدومان را از لحاظ آسیبهای وارده به وسیله نوارهای رنگی مخصوص و یا کارتهای ویژه تقسیم بندی می‌کنند تا بتوان مصدومان را به ترتیب اولویت انتقال و اقدامات پزشکی را برای آنها انجام داد.

۵٫ درمان و مراقبتهای پزشکی از مجروحان:

جهت اقدامات پزشکی اولیه در منطقه بیمارستانهای صحرایی احداث می‌گردد و حتی الامکان مصدومان در این مراکز درمان می‌شوند و در صورت نیاز به بیمارستانهایی در شهرهای مجاور اعزام می‌شوند.

۶٫ مرحله عادی سازی :

معمولا این مرحله همزمان با عملیات امداد ونجات یا کمی بعد از آن اجرا می‌شود که شامل  اقدامات زیر می‌باشد.

•   ایجاد سرپناه اضطراری

برای ایجاد سرپناه موقت بهترین وسیله استفاده از چادر‌های امدادی می‌باشد بسته به نوع سانحه و در صورت نیاز اردوگاههای امدادی احداث می‌شود. که در حوادث با وسعت کم معمولا این کار صورت نمی‌گیرد و چون افراد آسیب دیده تمایل دارند که در محل خانه خود باشند در همان محل عمل چادر زنی انجام می‌شود.

•  تامین آب آشامیدنی سالم

معمولا بعد از حوادث بزرگ به علل مختلفی آبهای منطقه آلوده می‌شوند و چون اکثر بیماریها توسط آب آلوده منتقل می‌شود نیاز به تامین آب آشامیدنی سالم در منطقه می‌باشد که این امر را با استفاده از تانکرهای مخصوص انجام می‌گیرد.

 

• تغذیه افراد آسیب دیده

یکی از مهمترین بخشهای امدادرسانی در مراحل اولیه حوادث بزرگ تغذیه افراد آسیب دیده  می‌باشد که در روزهای اول معمولا کنسرو و غذاهای سرد می‌باشد ولی پس از گذشت چند روز جیره غذایی خشک بین حادثه دیدگان توزیع می‌گردد تا خود نسبت به طبخ غذا اقدام نمایند.

•  تدفین جان باختگان

تدفین جان باختگان پس از شناسایی توسط خانواده متوفی  انجام شود زیرا هم از لحاظ بهداشتی و هم از لحاظ روحی بسیار موثر می‌باشد.

•  ایجاد امنیت

در حوادث و سوانح بزرگ معمولا افراد سودجو در خود منطقه یا از شهرهای مختلف اطراف به منطقه آمده و شروع به دزدی و غارت اموال می‌کنند که وظیفه ایجاد امنیت و حفاظت از اموال مردم به عهده نیروی انتظامی و امدادی منطقه می‌باشد.

   بازسازی و توان بخشی:

این مرحله پس از عملیات امدادرسانی و پس از گذشت مدتی از حادثه می‌باشد که بستگی به نوع و وسعت حادثه مدت زمان آن متفاوت می‌شود که برای این امر بایستی کارهای زیر انجام پذیرد.

۱-  ساختن خانه‌های جدید توسط دولت

۲-  اختصاص دادن وام به حادثه دیدگان جهت جبران خسارات

۳-  ساخت زیر بناهای اساسی منطقه

 

امداد رسانی در فوریتهای پزشکی

برق گرفتگی

داشتن اطلاعات در مورد برق، نحوه نصب وسایل روشنایی و تعمیر بعضی از اسباب برقی برای همگان ضروری به نظر می‌رسد. آموزش تدریجی این مسائل از سنین نوجوانی یکی از ضروری‌ترین موارد آموزشی عصر ما تلقی می‌شود.

 بدن انسان هادی جریان برق است. اگر بدن انسان به برق اتصال پیدا کند منجر به عبور جریان برق از بدن فرد به زمین خواهد شد. در جریان برق گرفتگی علاوه بر سوختگی پوست که محل ورود و خروج جریان برق را شامل می‌شود بافتها هم دچار آسیب می‌شود. اگر جریان برق از قلب عبور کرده باشد منجر به اختلال در سیستم قلب و اگر از مغز عبور کند منجر به مهار مرکز تنفس و وقفه تنفسی خواهد شد.

برق گرفتگی به دو دسته تقسیم می‌شود.

۱- با ولتاژهای بالا

۲- با ولتاژهای پائین

 در موارد با ولتاژ بالا، حتماً بدن لازم نیست مستقیم با سیم یا کابل برق تماس داشته باشد بلکه ممکن است در فاصله ۲٠ متری هم جریان برق از هوا عبور کند و به بدن فرد منتقل شود و باعث برق گرفتگی شود. در این موارد هر چقدر ولتاژ برق و رطوبت هوا بالا باشد میزان انتقال و آسیبی که به بدن وارد می‌شود بیشتر است.

  موارد ولتاژ پائین بیشتر در خانه اتفاق می‌افتد. مثلاً فرد از سیم لخت و یا وسایل برقی مخصوصاً آن دسته از وسایل که در آنها آب ریخته می‌شود آسیب می‌بیند.ممکن است از طریق کلید برق برق گرفتگی ایجاد شود.

 در برق گرفتگی با ولتاژ پائین بدن فرد دچار لرزش می‌شود حال آنکه در موارد با ولتاژ بالا بدلیل گرفتگی عضلات، منجر به اتصال دائم با آن وسیله خواهد شد.

 کمکهای اولیه که در برق گرفتگی با ولتاژ پائین در منزل می‌توانیم انجام دهیم رعایت جوانب احتیاط است. مسائلی است که فرد کمک کننده باید انها را رعایت کند. بدین ترتیب که تا وقتیکه جریان برق به مصدوم متصل است نباید به مصدوم دست بزنیم. ابتدا باید جریان برق قطع شود که با قطع کردن فیوز یا کشیدن دو شاخه از پریز ممکن می‌شود.

 بعد از قطع جریان برق باید بدن مصدوم را از اتصال به لوازم برقی جدا کرد. فرد کمک کننده باید دمپایی لاستیکی به پا کند و یا اگر زمین خیس است از چند روزنامه برای خشک کردن استفاده کند و توسط یک چوب و یا هر چیزی که غیر رسانا است فرد مصدوم را از محل که برق در آن وجود دارد دور کند.

 بعد از قطع ارتباط برق در ابتدا باید تنفس مصدوم را کنترل کرد. اگر تنفس نداشت باید تنفس دهان به دهان انجام شود. بالافاصله باید ضربان قلب و نبض کنترل شود. در صورتیکه نبض وجود نداشت ماساژ قلبی ضروری است.

 در هر نوع برق گرفتگی شخص باید به بیمارستان منتقل شود و باید تا ۲۴ ساعت تحت نظر باشد. البته تا رسیدن به پزشک یکبار تنفس مصنوعی و همچنین ۵ بار ماساژ قلبی لازم است.

در برق گرفتگی با ولتاژ بالا تا زمانی که جریان برق قطع نشده حتی نمی‌توان به مصدوم نزدیک شد چون در فاصله ۶ متری هم ممکن است به فردی که می‌خواهد کمک کند برق منتقل شود.

  نکاتی که باید در هنگام صاعقه رعایت شود تا باعث پیشگیری از برق گرفتگی شود:

۱- دوری از درختان و پایه‌های برق

۲- گریز از روی ارتفاعات

۳- خوابیدن روی زمین یا جای گود

امداد رسانی در فوریتهای پزشکی

برق گرفتگی

داشتن اطلاعات در مورد برق، نحوه نصب وسایل روشنایی و تعمیر بعضی از اسباب برقی برای همگان ضروری به نظر می‌رسد. آموزش تدریجی این مسائل از سنین نوجوانی یکی از ضروری‌ترین موارد آموزشی عصر ما تلقی می‌شود.

 بدن انسان هادی جریان برق است. اگر بدن انسان به برق اتصال پیدا کند منجر به عبور جریان برق از بدن فرد به زمین خواهد شد. در جریان برق گرفتگی علاوه بر سوختگی پوست که محل ورود و خروج جریان برق را شامل می‌شود بافتها هم دچار آسیب می‌شود. اگر جریان برق از قلب عبور کرده باشد منجر به اختلال در سیستم قلب و اگر از مغز عبور کند منجر به مهار مرکز تنفس و وقفه تنفسی خواهد شد.

برق گرفتگی به دو دسته تقسیم می‌شود.

۱- با ولتاژهای بالا

۲- با ولتاژهای پائین

 در موارد با ولتاژ بالا، حتماً بدن لازم نیست مستقیم با سیم یا کابل برق تماس داشته باشد بلکه ممکن است در فاصله ۲٠ متری هم جریان برق از هوا عبور کند و به بدن فرد منتقل شود و باعث برق گرفتگی شود. در این موارد هر چقدر ولتاژ برق و رطوبت هوا بالا باشد میزان انتقال و آسیبی که به بدن وارد می‌شود بیشتر است.

  موارد ولتاژ پائین بیشتر در خانه اتفاق می‌افتد. مثلاً فرد از سیم لخت و یا وسایل برقی مخصوصاً آن دسته از وسایل که در آنها آب ریخته می‌شود آسیب می‌بیند.ممکن است از طریق کلید برق برق گرفتگی ایجاد شود.

 در برق گرفتگی با ولتاژ پائین بدن فرد دچار لرزش می‌شود حال آنکه در موارد با ولتاژ بالا بدلیل گرفتگی عضلات، منجر به اتصال دائم با آن وسیله خواهد شد.

 کمکهای اولیه که در برق گرفتگی با ولتاژ پائین در منزل می‌توانیم انجام دهیم رعایت جوانب احتیاط است. مسائلی است که فرد کمک کننده باید انها را رعایت کند. بدین ترتیب که تا وقتیکه جریان برق به مصدوم متصل است نباید به مصدوم دست بزنیم. ابتدا باید جریان برق قطع شود که با قطع کردن فیوز یا کشیدن دو شاخه از پریز ممکن می‌شود.

 بعد از قطع جریان برق باید بدن مصدوم را از اتصال به لوازم برقی جدا کرد. فرد کمک کننده باید دمپایی لاستیکی به پا کند و یا اگر زمین خیس است از چند روزنامه برای خشک کردن استفاده کند و توسط یک چوب و یا هر چیزی که غیر رسانا است فرد مصدوم را از محل که برق در آن وجود دارد دور کند.

 بعد از قطع ارتباط برق در ابتدا باید تنفس مصدوم را کنترل کرد. اگر تنفس نداشت باید تنفس دهان به دهان انجام شود. بالافاصله باید ضربان قلب و نبض کنترل شود. در صورتیکه نبض وجود نداشت ماساژ قلبی ضروری است.

 در هر نوع برق گرفتگی شخص باید به بیمارستان منتقل شود و باید تا ۲۴ ساعت تحت نظر باشد. البته تا رسیدن به پزشک یکبار تنفس مصنوعی و همچنین ۵ بار ماساژ قلبی لازم است.

در برق گرفتگی با ولتاژ بالا تا زمانی که جریان برق قطع نشده حتی نمی‌توان به مصدوم نزدیک شد چون در فاصله ۶ متری هم ممکن است به فردی که می‌خواهد کمک کند برق منتقل شود.

  نکاتی که باید در هنگام صاعقه رعایت شود تا باعث پیشگیری از برق گرفتگی شود:

۱- دوری از درختان و پایه‌های برق

۲- گریز از روی ارتفاعات

۳- خوابیدن روی زمین یا جای گود

سوختگی‌های الکتریکی

عبور جریان برق از بدن احتمالاً باعث ایجاد جراحتهای وخیم و حتی مرگ آور می‌شود . جریان برق ممکن است از یک منبع تولید برق با ولتاژ پایین ( وسایل الکتریکی خانگی ) یا ولتاژ بالا ( بیش از ۱۰۰۰ ولت – معمولاً در کارخانه‌ها یا در خیابان ) و یا احتمالاً از صاعقه ( برق زدگی )‌باشد . وقتی جریان برق از نقطه ای وارد بدن می‌شود از محل دیگر که در آن بدن با زمین تماس دارد خارج می‌شود . نقاط ورود و خروج جریان برق از بدن آسیب می‌بیند و آسیب این نقاط به صورت حفره ای شبیه به محل ورود گلوله به چشم می‌خورد . به غیر از محل ورود و خروج جریان برق ،‌بافتهایی که در مسیر این دو نقطه قرار دارند نیز تحت تأثیر جریان برق و حرارت تولید شده تخریب می‌شوند به طوری که هرچه ولتاژ برقی که وارد بدن می‌شود بیشتر باشد ، سوختگی ایجاد شده عمیق‌تر و جراحتهای باقی مانده وخیم‌تر خواهند بود . علاوه بر این ،‌ جریان الکتریکی ضمن عبور از بدن در اعصاب ( محیطی و مرکزی ) ، ماهیچه‌ها و قلب تغییرات شیمیایی قابل توجهی ایجاد می‌کند و باعث اختلال در واکنش‌های بدن شده و یا به طور کلی باعث توقف آنها می‌شود ، در بسیاری از موارد اگر چه سوختگی خارجی ( محل ورود و خروج جریان برق ) به طور فریبنده ای کوچک است اما این مقدار کوچک نباید پوششی بر آسیب‌های وخیم‌تر عمقی باشد و ما را به اشتباه بیاندازد .ابزار و سیمهای برق با ولتاژ پایین که در خانه یا محل کار یافت می‌شوند می‌توانند باعث برق گرفتگی بشوند . اکثر سیمها و ابزار الکتریکی توسط روکش‌های عایق پوشانده شده اند تا انسان تماس مستقیم با برق نداشته باشد . بسیاری از برق گرفتگی‌ها ناشی از خراب بودن کلیدها ، سائیده شدن روکش سیمها یا خرابی خود وسیله الکتریکی است . کودکان بیشتر در معرض خطر برق گرفتگی قرار دارند چرا که دوست دارند با کلیدها ، سیمها و یا پریزها بازی کنند .

آب یک هادی خوب جریان برق است لذا تماس با وسایل الکتریکی با دست خیس یا زمانی که زیر پاها خیس است ، خطر برق گرفتگی را افزایش می‌دهد .

صاعقه یک منبع طبیعی تولید الکتریسیته ( جریان مستقیم با سرعت و ولتاژ فوق العاده زیاد ) است که به طور عادی برای رساندن خود به زمین از نزدیکترین زائده بلندی که در آن حوالی وجود دارد استفاده می‌کند و اگر شخصی در تماس با ، یا حتی نزدیکی به یک زائده طبیعی مانند درخت ، برج یا دکل باشد صدمه شدیدی خواهد دید . الکتریسیته تولید شده به وسیله برق آسمان عمرش فوق العاده کوتاه است اما می‌تواند موجب مرگ آنی ( به علت ایست قلبی – تنفسی ) یا حداقل سبب به آتش کشیدن لباس شخص شود ( اما صدمات بافتهای عمقی به نسبت سبکتر است ) . بنابراین در زمان رعد و برق باید به سرعت از محلهای خطرناک دور شد .

عوارض تهدید کننده جان مصدوم در صدمات الکتریکی

با ورود جریان برق به بدن در اثر انقباضهای الکتریکی سفت ( کزازی شکل ) عضلات تنفسی یا آسیب مراکز تنفسی در مغز ( در بصل النخاع ) ایست تنفسی عارض می‌شود و پس از مدتی قلب نیز از حرکت می‌ایستد . البته اگر جریان برق از خود قلب نیز عبور کرده باشد با ایجاد انقباضات کرمی شکل و غیرمؤثرو اسپاسمودیک در بطن ( فیبریلاسیون بطنی ) ایست قلبی اولیه خواهیم داشت . پس از ایست قلبی – تنفسی اگر در عرض ۴ تا ۶ دقیقه عملیات احیاء شروع نشود مرگ قطعی و حتمی خواهد بود . اما قبل از شروع عملیات احیاء ابتدا باید تماس مصدوم را با جریان برق از بین ببریم .

قطع جریان کم ولتاژ

معقولترین کار قطع کلید کنتور است . اگر دسترسی سریع به فیوز امکان پذیر نبود دو شاخه را از پریز بیرون بیاورید یا سیم روکش دار را بکشید تا از پریز خارج شود و مطمئن شوید که خود در یک محل بی خطر و سالم قرار گرفته اید . اگر نتوانستید جریان برق را به این ترتیب قطع کنید روی یک ماده عایق خشک مثل روزنامه یا یک تخته چوبی یا لاستیک بایستید و با یک وسیله چوبی بلند ( مثل جارو ) منبع برق را از مصدوم دور کنید . یا اینکه یک طناب را به دور رانها یا دست مصدوم بیاندازید و او را به سمت خود بکشید تا از منبع دور شود .

توجه کنید : از به کار بردن وسایل فلزی یا مرطوب یا از تماس با بدن لخت مصدوم کاملاً خودداری کنید . اگر هیچ راهی وجود نداشت گوشه لباس مصدوم را که خشک است بگیرید و او را بکشید .

برق گرفتگی با جریانهای پر ولتاژ

در مواردی که با برق گرفتگی ولتاژ بالا روبرو هستید به هیچ عنوان به مصدوم نزدیک نشوید مگر اینکه از طرف پلیس یا شخص مسئولی به شما اطمینان داده شود که می‌توانید به مصدوم نزدیک شوید . تماس با برق‌های پرولتاژ در خطوط فشارقوی هوایی معمولاً سبب مرگ آنی می‌شود . در چنین مواردی ضمن ایجاد سوختگی‌های شدید ، در اثر نیروی ناشی از اسپاسم ناگهانی ماهیچه ای ، مصدوم به مساحتی دورتر از محل تماس پرت می‌شود . اگر مصدوم همچنان در تماس با برق مانده بود یا اینکه کمتر از ۱۸ متر از خطوط فشار قوی فاصله داشت هرگز کوشش نکنید که او را نجات دهید ، حتی به او نزدیک هم نشوید تا اینکه برق به وسیله مسئولین قطع شود چرا که برق فشار قوی حالت قوسی داشته و می‌تواند مسافتهای دور را نیز تحت تأثیر قرار دهد در این موارد مواد عایق ، مانند چوب خشک یا لباس خشک به هیچ وجه حفاظتی برای شما ایجاد نخواهد کرد . بلافاصله به پلیس خبر دهید و اجازه ندهید کسی به مصدوم نزدیک شود و زمانی کمک‌های اولیه را شروع کنید که از طرف مسئولین یا مراجع رسمی به شما اطلاع داده شود که برق قطع شده است .

ارزیابی مصدومین برق گرفتگی

شکایات وعلائم

مصدومی که دچار برق گرفتگی می‌شود ممکن است یکی یا تمام شکایات و علائم زیر را داشته باشد :

  • سوختگی‌های محل ورود و خروج جریان برق از بدن
  • قطع راههای عصبی که به صورت فلج اندام تظاهر می‌کند .
  • درد و حساس شدن ماهیچه ها
  • افزایش فشار خون یا کاهش فشار خون همراه با علایم و شکایات ناشی از شوک
  • مشکل شدن تنفس  یا ایست تنفسی ( ممکن است زبان ورم کند و راه هوایی را مسدود نماید)
  • ضربانات نامنظم قلب یا ایست قلبی.
  • بی قراری و تحریک پذیری ، اگر مصدوم هوشیار است .
  • بیهوش شدن .
  • اختلالات بینایی .
  • شکستگی استخوانها ( از جمله ستون مهره‌ها ) و دررفتگی مفاصل به علت انقباضات شدید عضلات یا پرت شدن .
  • تشنج ( در موارد شدید )

مراقبت از مصدوم

مراحل مراقبتهای اورژانس

  • مطمئن شوید که خود و مصدوم در یک منطقه بی خطر قرار دارید .
  • برای مصدوم یک راه هوایی مطمئن برقرار کنید و اگر لازم است ( در موارد ایست قلبی – تنفسی ) عملیات احیای قلبیتنفسی مقدماتی را شروع کنید .
  • در صورت وجود ضایعات نخاعی و ستون فقرات ، آسیب‌های سر و شکستگی شدید ، مراقبتهای اولیه مربوط به آنها را انجام دهید .
  • سوختگی‌های الکتریکی را ارزیابی کنید . در جستجوی حداقل دو محل سوختگی خارج باشید : یکی محل تماس با منبع انرژی الکتریکی و دیگری محل تماس با زمین .
  • محل‌های سوختگی را سرد کنید .
  • بر روی مناطق سوخته پانسمان استریل خشک قرار دهید .
  • مراقب شوک باشید . آن را درمان کرده و اکسیژن با غلظت بالا تجویز کنید .
  • مصدوم را هر چه زودتر منتقل کنید . بعضی از عوارض سوختگی ( مثل تورم راههای هوایی و در نتیجه خفگی ، نارسایی کلیه ، اختلالات قلبی و شوک ) شروع تدریجی دارند . بنابراین باید مصدوم را سریعاً به مرکز مجهز منتقل کرد و او را تحت نظر قرار داد .

توجه کنید : آسیب‌های الکتریکی سبب تخریب وسیع عضلات شده ، که این باعث آزاد شدن مواد سمی ( مثل میوگلوبین ) به داخل خون می‌شود . این مواد از راه خون به کلیه‌ها رسیده و در ادرار ترشح می‌شوند و رنگ آن را قرمز می‌کنند و از طرفی با رسوب در کلیه‌ها سبب نارسایی کلیه خواهند شد . بنابراین برای جلوگیری از این عارضه به مصدومین برق گرفتگی که ادرار قرمز دفع می‌کنند باید حجم زیادی از مایعات داخل وریدی ( ترجیحاً حاوی بی کربنات سدیم ) تزریق کرد تا با شسته شدن کلیه‌ها ، آسیب کلیوی تقلیل یابد .

امداد و کمک‌های اولیه

تاریخچه‌ی نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر:

در سال 1862 تاجر سوئیسی به نام هانری دونان تحت تأثیر جنگ سولفورینو در ایتالیا، کتاب کوچکی نوشت بنام«خاطرات سولفورینو» که پیشنهاد کرد که در تمام کشورها تشکیلات داوطلبانه ای ایجاد شود تا بدون مرزبندی سیاسی، عقیدتی و نژادی،مراقبت از سربازان زخمی و آسیب دیدگان جنگ را به عهده گیرد. در سال 1863 اولین کنفرانس بین المللی با شرکت 16 کشور در ژنو نشکیل و صلیب سرخ تصویب شد و در سال 1876 دولت عثمانی به جای صلیب سرخ، هلال احمر را در زمینه ای سفید بکار برد و همه‌ی کشور‌های اسلامی نیز از آن تبعیت کردند.                                                         

کمیته‌ی بین المللی صلیب سرخ 25 عضو دارد که همگی برای همیشه سوئیسی خواهند بود.

 

تعریف کمک‌های اولیه First Aid :

به اقدامات اولیه ای گویند که بلافاصله پس از بروز حادثه و قبل از رسیدن به مرکز درمانی صورت میگیرد و سبب کاهش چشمگیر مرگ و میر و تخفیف بیماری و آسیب ِمصدوم می‌گردد.

اهداف آموزش ِکمک‌های اولیه:

1_ انجام اقدامات لازم برای بیماران  2_ انجام ندادن اقدامات خطر آفرین برای بیماران  3_ نحوه‌ی صحیح از کیف ِکمک‌های اولیه 4_ کمک به تکنیسینهای اورژانس و کادر درمانی

توجه: اقداماتی که منجر به تشدید جراحت بیمار می‌گردد، نباید انجام گیرد.

 

نقش و وظایف امدادگر:

. رسیدگی سریع و مناسب به مصدوم در صحنه‌ی آسیب - حفاظت از سلامتی خود-  حفاظت و ایمنی صحنه‌ی آسیب -  در خواست کمک از مراجع ذیصلاح( اورژانس، آتش نشانی، هلال احمر و پلیس) -  مشارکت در عملیات امداد و نجات (SAR)   - دستیابی به مصدوم و رها سازی-  انجام ارزیابی مصدوم و سانحه -  اجرای کمک‌های اولیه و اقدامات ضروری-  انتقال مصدوم (در صورت لزوم) - هدایت اطرافیان و نظاره کردن به انجام اقدامات ضروری (مدیریت صحنه) -  کنترل فعالت‌ها و اقدامات و مراقبت‌ها -  کمک به پرسنل اورژانس و مراقبت‌ها . حمایت روانی از آسیب دیدگان

 

خصوصیات امداد گر:

  1. داشتن اطلاعات کافی و مهارت لازم جهت ِانجام کمک  2- حفظ خونسردی در حین مواجهه با صحنه‌ی آسیب 3- سرعت عمل در کار با توجه به عوامل تهدید کننده‌ی حیات 4- داشتن ابتکار عمل (حداکثر استفاده از حداقل ِامکانات)  5- تسلی بخشیدن به مصدوم و حمایت روانی از او 6- رعایت فرهنگ غالب منطقه‌ی آسیب و پایبندی به تعالیم مذهبی و ارزش ها  7- شناخت محدوده‌ی فعالیت ِخود و عدم دخالت در امور پزشکی  8- آراسته بودن ظاهر و برخورد مناسب

 

مکتوب سازی اقدامات:

پس از اقدامات اولیه بیمار لازم است اقدامات اولیه انجام گرفته برای بیمار را مکتوب کرده و به همراه بیمار به بیمارستان ارائه نمایید این کار موجب می‌شود کادر درمانی بهتر بتوانند به بیمار کمک کندد . موارد ثبت شده باید به شرح زیر باشد .

  1. شرایط اولیه‌ی مصدوم در زمان یافتن او 2- تشریح بیماری یا آسیب‌های مصدوم  3- علائم حیاتی اولیه  پس از انجام اقدامات 4-  درمان و کمک‌های اولیه‌ی ارائه شده 5-  سازمان یا افرادی که سایر کمک‌های اولیه را ارائه کردند 6-- هر گونه توضیح دیگری